تبليغاتX
در شرکت مس چه میگذرد؟

در شرکت مس چه میگذرد؟

عید غدیر بر همگان مبارک باد

خوانندگان محترم ایمیلها و نظرات شما آپدیت شد..
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 10:59  توسط همکار  | 

همه ما مدیون آنهاییم!! دو انتصاب

اخيرا فرد و يا افرادي با نوشتن نظراتي كاملا بيمورد در مورد انتصاب يكي از رزمندگان دلاور جبهه هاي حق عليه باطل ، آگاهانه و يا ناآگاهانه قصد تخريب چهره معنوي وی را دارند. در حالیكه از وي ميتوان با عنوان شهيد زنده ياد كرد.فردي كه بدليل تاثيرات مرگبار سلاح هاي شيميايي در جنگ سلامتي خود را بواسطه سلامتي امروز من و شما از دست داده است ارزنده تر از آنست كه افرادي بخواهند با انتصاب دروغيني به حرمت وي توهين كنند.فرداي قيامت همين زخم خورده هاي جنگ و دفاع مقدسند كه بايد واسطه امثال ما شوند و نه فلان مدیر شركت مس! بله شايد اگر وي در جنگ شركت نميكرد ویا شرکت میکرد و چنین آسیبی نمیدید امروز يكي از متشخصين دنيوي بود كه ميتوانست با نوك قلم خود ده ها مدير را بالا و پايين بكشد.اما او جنگيد و سلامتي خود را خرج دين و مردمش كرد.

تاكنون آيا خود را جاي اين عزيزان جانباز گذاشته ايد؟ که امروز دسترنجشان به امانت نزد تک تک ماست وخود نیز شاهد رفتار خوب و بد ما با این امانت هستند؟به تمامي مقدسات تك تك ما در مقابلشان مسئوليم.اصلا چرا وي ميبايست امروز كه قريب شانزده سال از جنگ ميگذرد هنوز تحت عمل جراحي قرار گيرد و عضوي مانند حنجره خود را براي هميشه از دست بدهد.قطعا همين اثرات منفي شيميايي موجب تشكيل صفاتي در وي شده كه امروز من نوعي بي هيچ توجهي به منشاء اين مشكلات قضاوت هاي نادرستي در مورد ايشان ميكنم.

برادر گرامي بخدا تمامي حق با توست.تو مقدسي .تو عامل رسيدن من وما به اين نقطه اي.شما بزرگوارتر از تمام بزرگواران اين مملكتي . شما ارزنده اي . شما عامل به تاراج نرفتن ناموس اين مرز و بومي. و اينرا هم ميدانم كه  شما تمام توانت را در جنگ گذاشته اي و خسته و بي سلاح مابقي عمر را در كمال سادگي خواهي گذراند.و در پايان بايد گفت :اگر آخرتي وجود نداشت شما بازنده اين ميدان بودي .اما مطمئنا حقيقت چيزي غير از اينست و شما در آخرت جايگاهي والا خواهي داشت.متاسفم و شرمنده از اين كه روزي سلامتيت را بخاطر من  از دست دادي وامروز من فراموشكار بخاطر نبود آن سلامتي ملامتت ميكنم.خدا مرا ببخشد.پايت را ميبوسم. دستت را ميبوسم . وخود را خاك پاي شما و امثال شما ميدانم .حلالم كن .التماس دعا وشفاعت  آخرت.

خوانندگان محترم اگر نگاهي به شخصيت و منش اخوي محترم اين بزرگواربيندازند خواهند فهميد كه ايشان چگونه گوهر وجودی خود را در راه دین و مملکتشان مخلصانه تقدیم نموده اند.

 

و اما انتصابها!

آقای مهندس تقوی قائم مقام توسعه ذوب به سمت مجری طرح توسعه ذوب خاتون آباد منصوب گردید.

آقای محمودی میمند از سمت ریاست کارگزینی به سمت مدیر امور اداری میدوک طی حکمی توسط شریفیان منصوب گردید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 16:26  توسط همکار  | 

سونامی مطرح شده اشاره به چه دارد؟ - دو انتصاب

راستش اخیرا شایعاتی مبنی بر شروع طوفان و یا سونامی در شرکت مس و......در نظرات و ایمیلها به چشم میخوره که لازم دیدم با توجه به درخواست زیاد شما خوانندگان محترم توضیح کوتاهی در این خصوص بیان کنم.

پایه این خبر از حدود دو ماه قبل و از انتخاب هیئت مدیره قوت گرفت.اختلاف بسیار ساده و معمولی بر سر انتخاب اعضا هیت مدیره. اما به جرات میتوانم بگویم این اختلاف سلیقه مابین مسئولین استان از یکسو و مدیرعامل و مسئولین وزارتی از سوی دیگر از نوادر اختلافاتی بود که در هر دوسلیقه منافع استان و مردم به چشم میخورد.همانطور که اکثر شما عزیزان احتمالا مطلعید مسئولین استان و خصوصا استاندار محترم حساسیت زیادی در خصوص منابع و منافع استان دارند وبا جدیت زیاد این مهم را دنبال میکنند.

از سوی دیگر مدیریت عامل محترم و مسئولین وزارتی نیز خود را ملزم به سودآور کردن هر چه بیشتر شرکت با تیم انتخابی خود میدانند که حاصل این نیز چیزی به غیر از تامین منافع استان از یکسو و منافع ملی از سوی دیگر نیست.

و به همین دلیل است که بنده از این اختلاف به عنوان اختلاف سلیقه یاد میکنم زیرا اصل هر دو نظریه بر یک پایه استوار است.

پس از مذاکرات انجام شده از هر دوسوی با مقامات ارشد دولتی لیست هیئت مدیره انتخابی مورد تایید مسئولین استانی و مسئولین وزارتی و شرکت قرار گرفت و اسامی اعلام گردید.و مسئله بطور نسبی حل گردید و قرار مقامات استان نیز بر همکاری کامل با مقامات شرکت گذاشته شد.البته هنوز حرف و حدیث بر سر افراد منتخب بسیار است که بنده به این اختصار بسنده میکنم که اگر اختلافی هم هست بر سر آنست که عدد پنج بر دو قابل تقسیم نیست!

اما باید به این نکته اشاره کرد که اولا نگاه متعهدانه مدیریت محترم عامل به شرکت و منابع پرسنلی آن و حساسیت استاندار محترم به منافع استانی واقعا قابل تقدیر است و ثانیا این نکته قابل تعمق است که ساختار اصلی شکل گرفته در مس بطور کامل مورد تایید مدیریت محترم عامل و مقامات محترم استان است فلذا حتی اگر تصمیماتی هم از سوی هر یک از طرفین اتخاذ و اجرا گردد هیچ تغییر کلی را بدنبال نخواهد داشت.

توضیح:منظور از ساختار اصلی شرکت تفکر حاکم بر شرکت و نه کلیه انتصابات است.

همکاران محترم امروز به پیشنهاد آقای اخلاقی و تایید احکامی ازسوی معاون اداری مالی آقای جباری پس از یکماه از ریاست حوزه اموال به ریاست حسابداری صنعتی منصوب گردید و آقای رضایی نیز جایگزین جباری در اداره اموال گردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 21:46  توسط همکار  | 

تحقق انتصاب محقق! - توصیه به خودم!

خوانندگان عزیز سایت نظرات به آدرس www.nicic.blogfa.com آپدیت شد.

همكاران محترم همانطور كه احتمالا شنيده ايد حكم آقاي محقق نيز بسمت مدير خدمات بازرگاني مورد تاييد قرار گرفت.

ضمنا در ادامه مطلب قبل بايد خدمتتان عرض كنم كه اگر بنده روزي مجري يك پروژه در زمينه IT شوم مثلا پروژه وبلاگ نويسي! اولا هرگز اصراري ندارم كه از محل اصلي پروژه دور شوم و در پايتخت سكني گزينم.ثانيا هيچ اصراري هم بر بكارگيري همسرم(چنانچه داشته باشم) توسط شركت ندارم! وثالثا اجازه نميدهم شركتهاي مشاور خارجي مس را بعنوان پايلوت خود و بعنوان عامل معروفيت خود و بنده! بدانند و با نام مس در شركتهاي ديگر مانور دهند و رابعا و از همه بدتر به هيچ عنوان زير بار قرارداد مشاوره شركتهاي داخلي و به توصيه آن شركت خارجي نخواهم رفت.زيرا هزينه اصلي اين ماجرا از جيب شركت مس خواهد رفت و از آنجايي كه به بنده در اين زمينه اعتماد شده است و بنده نماينده مس هستم ، پس حفاظت از منافع شركت مس نيز بعهده بنده خواهد بود .و بنده حق ندارم شغل اصلي خود را كه در مس تعريف شده است را فقط  بعنوان عاملي براي كسب معروفيت خود بدانم ! و از آن بعنوان عاملي جهت كسب منافع شخصي استفاده نمايم.

لقمه حرام براحتي بر سر سفرمان مينشيند . پس چه خوب است خود را با جمله هاي فريبنده گول نزنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 8:34  توسط همکار  | 

خبری که نیست پس اینهم جمله امروز

بگذار زشتي بي مهري ديگران مرا در جهت مهرباني و زيبايي رهنما باشد. چه بسياري از سخنان ناخوشايند همراهان من موجب مي شود كه همواره از واژهاي شيرين استفاده كنم. اگر اذهان بد مرا سنگسار كنند، بگذار در پاسخ به آنها گل هاي حسن نيت نثارشان كنم.

      همانطور كه درخت ياس گل هايش را بر دستاني فرو مي ريزد كه تيشه به ريشه اش مي زند، بگذار بر آنهايي كه با من رفتاري خصومت آميز دارند، شكوفه هاي بخشش فرو ريزم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 15:46  توسط همکار 

منحنی معروف ونامرئی!!

امروز هم که جلسه تولید به اتفاق مدیریت محترم عامل و مدیران شرکت (سرچشمه و تهران) در مرکز آموزش برگزار شد و مدیران هر یک گزارشی از عملکرد و مشکلات واحدهای تحت امر دادند.همچنین آقای دکتر خوشرو وخانم پرتو آذر نیز بیاناتی ایراد کردند.برخلاف پیش بینی های بعضی همکاران هیچگونه عزل و نصبی هم صورت نپذیرفت.پس بهتره که بجای گوش دادن به شایعات ناموثق و یا ساختن این شایعات به کارهای اصلی و وظیفه مون برسیم.

بحثی رو که میخوام بهش بپردازم واز شما خوانندگان محترم هم میخوام که با نظراتتون تکمیلش کنید در مورد منحنی معروفی است که از آن در هیچ کجا نامی به میان نیامده اما در شرکت سالهاست خودنمایی میکند و هیچکس به آن توجه نمیکند.آگاهان معتقدند که این منحنی از بعد از مدیریت مهندس اصلانی به شکل فعلی تغییر شکل داده و تاکنون نیز به همان شکل مانده است.ناگفته نماند که ضخامت این منحنی بسیار است و جنسش از فولاد پرمنگنز وکم کربن (الاستیسیته بالا و برگشت پذیر) است و تغییر آن قدری جسارت و بیشتر از آن قدرت  و استمرار میطلبد.محور های عمودی و افقی این منحنی عباتند از محور افقی : میزان تقاضایی پرسنل و محور عمودی:رده های پرسنلی از کارگر ساده و تکنسین و کارشناس گرفته تا معاونین مدیرعامل و مدیر عامل و نهایتا رییس سازمان توسعه و....معدنی ایران!!شاید تعجب کنید.اما دقیقا این منحنی نشانگر میزان استقبال و تقاضای افراد برای رشد و ارتقاء  بین رده های مختلف است.این منحنی از تقاطع محورهای عمودی و افقی شروع میشود.این دقیقا همان نقطه ایست که شغل صفر(بدون شغل) و میزان تقاضا برای آن نیز صفر است.(یعنی کسی برای بدون شغل شدن تقاضایی ندارد) فرد برای گرفتن یک شغل هر چند پایین و فقط به منظور بی شغل نماندن میزان تقاضایش با لا میرود.پس منحنی با شیب تقریبا 25 درجه به سمت راست و بالا شروع به حرکت میکند.کم کم این فرد که حالا دیگر شغل دارد بعد از مدتی انتظار پیشرفت دارد خب حقوقش هم ترمیم خواهد شد.پس قدری تقاضایش بیشتر است و شیب 25 درجه به 15 درجه و به سمت راست حائل میشود .فرد رییس میشود و تا اینجا مزایایش به نسبت شغلش (کمی بیشتر) رشد داشته است.پس تقاضا بین هر دو شغل کم کم بیشتر میشود.ولی از رییس به مدیر تقاضا(میزان علاقه فرد) به حدی زیاد است که منحنی را کاملا به مجانبی به موازات محور افقی نبدیل میکند.دلیل این امر بر همه مبرهن است.زیرا فقط مدیران به بالا هستند که از بسیاری امکانات مانند موبایل و ماشین و هزینه ایاب وذهاب وهتل لاله و.......استفاده میکنند .وبه نسبت مسئولیت نه چندان متفاوتی با روسا از مزایای بسیار بیشتری برخوردارند.خب منحنی بعد از این رده دوباره دچار یک تغییر حالت میشود.وآن هنگامی است که میخواهد میزان تقاضای فرد را برای رشد از مدیریت به معاونت را نشان دهد.در اینجا فرد مسئولیتش بسیار بالاتر میرود اما اینبار مزایای اجتماعی تقریبا تغییری ندارد و افزایش حقوق هم به دردسرهایش نمی ارزد.پس میزان تقاضا کاهش چشمگیر دارد و در نتیجه منحنی ما از حالت مجانب محوری به موازات محور افقی (این خط موازی محور افقی همان خطیست که رده مدیریت امور را در محور عمودی قطع میکند) خارج میشود و مجددا مسیر خود را با زاویه ای تقریبا 60 درجه با محور افقی ادامه میدهد.

خب این بود آن منحنی معروف رشد که اگر بتوانم شکل آنرا در همین مطلب میگذارم.مسئولین شرکت اگر موشکافانه به منحنی بنگرند و موفق شوند آنرا تغییر دهند طوری که به منحنی اصلی شرکت مس در مدینه فاضله تبدیلش کنند،آنوقت باید دستشان را بوسید.منحنی مدینه فاضله یک منحنی ساده است که از تقاطع محورها شروع شده و با شیب 60 درجه تا پایان میرود.

منحنی فعلی را اگر به من بدهند میتوانم از میلیمتر به میلیمترش هزاران تحلیل را بیرون بکشم و هزارن نکته را بیان کنم.منحنی فعلی حاصلش بسیار سیاه است.تمامی پشت هم اندازیها و تخریب همکاران رازش در دل این منحنی است.تمامی ناراحتی ها و دلخوریها و پایین آمدن راندمان کاری و در نتیجه میزان تولید  رازش در این منحنی است.نامه های شکایت به رهبری مربوط به همین منحنی است.البته این منحنی در قسمت منفی دو محورش هم ادامه دارد که تحلیلش مربوط به زندگی فبل از دوران کاری افراد است که به شرکت و کار در آن ارتباطی ندارد.

خط 45 درجه هم اگر روزی حاصل شود آنگاه است که وقتی به فرد پیشنهاد پست بالاتر میدهند خوشحالی چندانی عائدش نمیکند و قطعا در جواب خواهد گفت باید فکر کنم.

البته منحنب های مهم دیگری مانند منحنی "میزان مسئولیت – شغل " و یا منحنی " میزان سواد – شغل" و....که بعدها میتوان به آن پرداخت.

تحلیل شما عزیزان در رابطه با قسمت به قسمت این منحنی چیست.؟
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 20:58  توسط همکار  | 

بازگشت وبلاگ!!ضمن تسلیت به هکر محترم!!!بوی چی میاد؟!؟؟!؟--بازار شایعات داغه!!!

سایت نظرات خوانندگان اکنون به روز رسانی شد.www.nicic.blogfa.com ضمنا شما هم میتوانید نظرات خود را به آدرس ایمیل وبلاگ imidro@gmail.com جهت درج ارسال فرمایید.

خب بالاخره بعد از سه روز سياه بالاخره امشب موفق به بازپسگيري وبلاگ از يك هكر محترم شدم.عصر چهارشنبه دوم آذرماه 84 هنگامي كه ميخواستم نظرات شما عزيزان را چك و تاييد كنم متوجه شدم كلمه عبور تغيير كرده است.هر چه تلاش كردم وارد نشد.بلافاصله به آدرس ايميل وبلاگ مراجعه كردم و وارد شدم ولي هنگامي كه خواستم كلمه عبور را كه با كلمه عبور وبلاگ يكي بود را تغيير دهم باز متوجه شدك كه جي ميل كلمه عبور جاري را از من قبول نميكنه.از ناراحتي نزديك بود سكته كنم.خواستم براي دوستان ايميل بفرستم(چون هنوز در اكانت جي ميل بودم وخارج نشده بودم) كه پس از نوشتن ايميل "جي ميل" از من كلمه عبور جديد خواست كه ......خلاصه از همون عصر اقدام به تاسيس وبلاگ ديگري كردم و ايميلي به همه دوستان عزيز از آدرس imidro@gmail.com & niciconicico@gmail.com   فرستادم مبني بر دزديده شدن وبلاگ ولي هر چه خواستم خودمو قانع كنم نشد. همين الان كه ساعت 18 شنبه شبه يكي از راههايي كه براي باز پس گيري وبلاگ طي كرده بودم به نتيجه رسيد و وبلاگ برگشت.

خب دوستان ضمن عرض تسليت به هكر محترم بايد خدمتشون عرض كنم:"دست بالاي دست بسيار است."

مطمئنم كه خوانندگان محترم ممكنه دچار سردرگمي بشن و پيش خودشون فكر كنن كه همون هكر اين مطالب را نوشته است و من براي اطمينان اين دسته از عزيزان در وبلاگي كه جديدا تشكيل دادم همين مطالب را آپ لود ميكنم و همچنين براي اطمينان از هك شدن مجدد از اين به بعد مطالب را در هر دووبلاگ ميگذارم ولي از شما عزيزان ميخوام كه فقط در اين وبلاگ نظراتتونو بگذاريد تا من هم براي نظم آنها راحتتر باشم.وقتي الان تونستم وارد وبلاگ بشم انگار وارد خانه اي شدم كه سالها در آن زندگي ميكردم و نااهلان آن را از من گرفته بودن.تفاوتي كه وجود داره اينه كه آدرس ايميل ديگه اون قبلي نيست و شما ميتونيد با آدرس جديد يعني imidro@gmail.com با من مكاتبه كنيد.

همچنين از آقاي ح .م كه ايميلي با این مضمون " چرا مشاغل تكنسيني به افراد زير ديپلم داده شده و......." در آخرین لحظات به آدرس قديم فرستاده بودند و بنده نتوانستم مطلبشان را استخراج كنم خواهش ميكنم مجددا جهت درج ارسال كنند.

همکاران محترم ، وقتی این سه روز احساس میکردم که وبلاگ را از دست داده ام وزنه سنگینی روی سینه ام احساس میکردم.بخدا انگار یک دوست عزیز را از دست داده ام.خصوصا اینکه میدانستم نظرات ارزشمند شما را از دست داده ام.من همیشه مثل خیلی از شما دلم میخواست شغلی داشته باشم که بتوانم به همه خود را ثابت کنم وشبانه روز در خدمت کارم باشم و از کمک به شما عزیزان دریغ نکنم.اما نمیدانم به کدام گناه نکرده فعلا از این نعمت محروم شدم و شاید علت اصلی تاسیس وبلاگ این بود که حداقل از این طریق بتوانم با شما عزیزان در ارتباط باشم از یکسو و از سوی دیگر کاری مفید در جهت حرکت رو به جلوی شرکت داشته باشم.خب چه کاری بهتر از ایجاد چنین ارتباطی بین افرادی که تاکنون نتوانسته اند بدین راحتی با هم در تبادل نظر باشند؟ مدیران ارشد و میانی ،روسا ،سرپرستان ،کارشناسان ،تکنسین ،کارگزان و کارمندان.

در روزهای ابتدایی تاسیس وبلاگ که با استقبال شما عزیزان روبرو شدم انگار نیاز به مسائلی مانند ارتقا در من از بین رفته بود و تمام فکر و ذکر من هر چه بهتر کردن این فضا بود.خودتان بقیه اش را حدس بزنید که با چنین وابستگی ،زمان از دست دادن همه اینها در یک لحظه !!چه به من گذشت.

حتی تمام این موارد را به دزد و هکر محترم فرستادم اما متاسفانه وی با کمال پررویی تمام در ایمیلشان نوشتند که ایشان میخواهند وبلاگ را ادامه دهند و تازه از ابتکار بنده هم تجلیل به عمل آوردند!!!!!!

نکته ای که برای من خیلی مهم بود آن بود که بلافاصله بعد از هک شدن وبلاگ دزد عزیز با شیوه ای متفاوت از قبل شروع به نوشتن کردند و همکاران عزیز با احساس چنین تفاوتی استقبالشان از وبلاگ کاهش چشمگیری یافت.من با اجازه همه عزیزان بدلیل مضحک بودن سه پست ایجاد شده را از صفحه اصلی حذف میکنم و در جایی دیگر برای دیدن عموم قرار میدهم.کاش این دزد عزیز دیگر از سخنان امام حسین برای تیتر مطلبس استفاده نمیکرد که:اگر دین ندارید آزاده باشید.زیرا خودشان مظهر در بند بودن و اسارت نفس هستند.پس فعلا تا مطلب بعدی خدانگهدار

ایمیل جدید وبلاگ:imidro@gmail.com

واما بازار داغ شایعات

همکاران محترم از این به بعد ایمیلهای خود را به آدرس imidro@gmail.com ارسال فرمایید.
واما شايعات جديدي كه اين چند روز خيلي بازار داغي داره در مورد تغيير مديريت ميدوك هست .همچنين بر خلاف گفته هاي معاونت مالي اداري كه تغيير آنچناني در حوزه ايشان صورت نميگيرد شايعه تغييرات در امور اجتماعي و منابع انساني نيز بسيار زياد است.
يكي از اين شايعات كه از لحاظ منطقي بسيار ضعيف است ولي همه گير شده منصوب شدن آقاي "ب" به سمت مديريت يكي از واحدهاي تحت نظر معاونت مالي و اداري است. لازم بذكر است آقاي ب خود در جاهاي مختلف بر اين امر صحه گذاشته و گفته اند كه از ايشان سوال شده كه كداميك از امورها را انتخاب ميكنيد!!!!؟؟؟ايشان كارمند آزمايشي 1383 هستند كه در صورت وقوع چنين اتفاقي به عنوان خوش شانس ترين مرد سال سرچشمه قطعا به ايشان لوح تقدير داده خواهد شد.آگاهان گفته اند كه با وجود افرادي مانند مهندس كرمي و مهندس حسني كه چندين سال در پستهاي مديريتي كسب تجربه كرده اند امكان بوقوع پيوستن چنين انتصابي بسيار كم است و چنانچه اين انتصاب رخ دهد بايد دانست که فلسفه انتخاب مدیران گردش 180 درجه داشته است.شنیده شد كه نامبرده از اعضا’ستاد انتخاباتي يكي از كانديداها بوده است .
خبر دست دومي هم كه خدمتتان خواهم نوشت آنست كه مديريت عامل ضمن حكمي جناب آقاي جواد شریفی را كه قبلا در جای دیگری مشغول خدمت بوده اند را به سمت مشاور خود منصوب كرده اند. با آمدن آقاي شریفی كه فردي بسيار فعال و پر انرژی است مشاورين محترم مديرعامل قبل هم بايد جاي خود را به ايشان بدهند.لازم بذكر است مشاورين مدیر عامل قبلی آقایان عباسلو و هادوي هستند.
همچنين امسال در استقبال هفته بسيج ، بسيجيان عزيز مراسم با شكوهي برگزار كردند(تهران) من هم به نوبه خود اين روز را به همه بسيجيان تبريك ميگويم.
از جمله شايعات ديگر در اينجا تغيير در مديريتهاي همه واحدهاست.اين شايعات به حدي است كه عوض نشدن يك مدير امري عجيب مينمايد.همکاران اولين تغيير را در فروش پيش بيني ميكنند.
در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه يكي از ايراداتي كه به مسئولين عالي رتبه دولتي وارد بود آن بود كه دولت توسط 250 نفر ميچرخد و هميشه تغييرات بين خودشان است و شخص جديدي وارد نميشود.اما اكنون اين سد شكسته و شركت مس هم از اين قاعده مستثني نيست.اميدواريم كه مديران جديد با انرژي بیشتری شروع بكار نمايند و هدف اصلي را افزايش توليد قرار دهند

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 22:59  توسط همکار 

بسیج چیست؟بسیجی کیست؟

نیروهای مردمی که شغلشان جنگ نبود اما برای دفاع از میهن اسلامی بپاخاسته بودند زیر پرچم بسیج به جنگ حق علیه باطل رفتند.یادم است که بسیجیان را صبورترین و پاکترین و کم توقعترین مردمان تشکیل میدادند.بسیج تمام رده هایش با هم مساوی بود.حتی لباسهایشان یکی و بدور از هر درجه ای.بسیج مکانی معنوی بود که بسیجی در آن ساخته میشد و گاها محیا برای شهادت.فردی عادی وارد آن میشد که به گفته خودشان نمیدانستند چه میخواهند اما در آن مدت آنچنان تحت تاثیر محیط روحانی حکفرما بر بسیج میشدند که همین افراد جزو مخلصترین نیروهای بسیج میشدند. اینجا دیگر بسیج به کسی هویت نمیداد و این منش بسیجی بود که بسیج را معنی و هویت میبخشید.

پس از جنگ هم همین بسیجیان بودند که به سازندگی پرداختند.اما گاهی با نام و گاه بی نام.دولت نیز برای جبران گوشه بسیار کوچکی از زحمات این عزیزان برای آنان امتیازاتی قائل شد و همین بس بود که افراد فرصت طلبی نیز پا به این عرصه معنوی بگذارند.اینجا دیگر این افراد نبودند که به بسیج هویت میبخشیدند و بسیج بود که به آبروی بسیجیان واقعی به این فرصت طلبان هویت میداد.باز هم این تجربه تلخ تکرار شد که هر کجا مادیات با معنویات در آمیزند فساد و تباهی بهمراه خواهند آورد.

"من نوعی" بدون آنکه بویی از سخت کوشی و جهاد برده باشم فقط برای سوءاستفاده از بعضی مزایا نام نویسی کردم و بسیجی شدم. بله این مزایا کم نیست.ارتقا گروه ، حق عضویت بسیج ، استفاده از امتیازات اجتماعی احراز مشاغل و.........حاضر نشدن در محل کار به بهانه شرکت در بعضی مراسم بسیجیان.(حتی یکبار هم در مانورها شرکت نکردم).

خب پس چه فرقی بین آن بسیجی دلاوری که در جنگ حضور فعال داشته و حتی عضوی از بدنش را از دست داده و بعد از پایان جنگ بدلیل فقر موفق به ادامه تحصیل نشده واکنون هم در جایی کارگر روز مزد است و "من نوعی" که نه بویی از جنگ و جهاد برده ام و فقط بدنبال فرصتی برای کسب درآمد بیشتر بوده ام و اکنون نیز چون کارمند دولتم از خیلی از مزایا استفاده میکنم فقط و فقط بواسطه یک نام نویسی.قبل از آنکه بعد از نام نویسی جوهر امضاء گواهی بسیجم خشک شود بدنبال گرفتن گروه شغلی و...میباشم.حال من نه تنها برای بسیج هویتی مثبت به همراه نمیآورم بلکه آسیب جبران ناپذیری بر بدنه مقدس بسیجی وارد میکنم و باعث بی انگیزگی خیلی از افرادی میشوم که نه بخاطر یک نام بلکه برای تقویت این نیروی مقدس قصد عضو شدن در آن را دارند.

چگونه افراد مخلص وارد بسیج شوند وقتی که گاها باید در کنار فردی قرار گیرند که حتی نماز یومیه خورا نمیداند.کسی که در طول دوران خدمتش بدلیل کم کاری نتوانسته یک ریال از پولی را که از بیت المال گرفته است را حلال کند.

اینجاست که اگر بسیج زبان داشت آنچنان فریادی بر سر این اقلیت فرصت طلب میکشید که زمین بلرزد.

هستند افرادی که با جهد و کوشش و بدون آنکه نامی از بسیجی بودن خود در جایی به ثبت رسانیده باشند چنان خدمات ارزنده ای به میهن مان نموده اند که در تخمین هیچکس نمگنجد.در هیچ کجا قید نشده است که این فرد بسیجی است اما در واقع بسیج هویت خود را از همین افراد میگید. وهمانطور بالعکس هستند افرادی که در بسیج ثبت نام نموده اند اما اگر از ایشان پرسیده شود که از خدماتت به ایران و اسلام بگو سر به زیر میافکند و لب میگزد.

شما قضاوت کنید: که کدامیک بسیجی هستند؟

البته همه اینها را نگفتم که اصل معنوی بسیج و بسیجی را زیر سوال ببرم بلکه همه اینها بدان دلیل مطرح شد که باید فکری کرد که بسیجی بصورت منش حسنه برای بسیجی واقعی باقی بماند و نه به عنوان یک اسم سودآوربرای یک اقلیت سود جو.

نباید ثبت نام افراد در دفاتر بسیج را معیاری برای سنجش بسیجی بودن و یا نبودن آنها دانست بلکه باید رفتار و منش و حرکات و صداقت افراد را با شاخص های بسیجی واقعی قیاس نمود و آنگاه قضاوت کرد که فرد میتواند بسیجی باشد و یا خیر!!

و باز هم تکرار میکنم که فردی که از منابع مملکت بدرستی استفاده کرده و اکنون نیز کار خود را به درستی انجام میدهد و از طرفی صداقت و درستی را الگوی کار و زندگی خود قرار داده و وقتش را صرف پیشرفت مملکت اسلامیمان کرده است را میتوان یک بسیجی واقعی دانست.

اینجاست که احساس میشود که حال اگر قرار است بسیجی بودن ونبودن افراد معیاری برای تصمیم گیریهای جدی در مورد آنان باشد ، نیاز مبرم به یک ممیزیست که ممیزان آن خود باید بسیجی واقعی باشند.

نه میتوان فردی را صرفا بدلیل داشتن یک کارت بسیج ،بسیجی دانست ونه اینکه دیگری را بدلیل نداشتن آن غیر بسیجی.

فردی را میشناسم که بواسطه شرکت در چند مراسم خود را بسیجی میداند و در سوی دیگر دوستی که هنوز جوهر دفتر عقدش خشک نشده بود برای یک ماموریت بی بازگشت داوطلب بود و بر این کار اصرار میورزید که خوشبختانه و یا متاسفانه مسئولین با علم پیدا کردن  به وضعیت خانوادگی وی(داشتن همسر عقد کرده) اجازه رفتن را از وی سلب کردند.دومی هنوز یک کارت از بسیج در جیبش ندارد اما بسیجی مخلص و واقعی است.و فرد دیگری که خوب درس خواند وارد یکی از بهترین دانشگاهها شد و پس از آن به شرکت آمده و کارش را به بهترین وجه ممکن تاکنون به انجام رسانیده است ودر این مدت طرحهای مفید بسیاری در راه رشد صنعت و معدن ایران اسلامی ارائه کرده است.او نیز نامش را در جایی به عنوان بسیجی ثبت نکرده است.قضاوت بسیجی بودن و یا نبودنش با شما ؟!

البته ناگفته نماند که هدف و آرمان افراد بسیار مهم است.یکی ماشین هم کار انسان را بخوبی انجام میدهد.اما ماشین هدفی ندارد ولی همین انسان سخت کوش اگر به هدفی غیر از خدمت به دین و وطنش جهد کند دیگر فرقی با آن ماشین ندارد.

و در پایان باید گفت در حال حاضر هم بسیاری از بسیجیان عزیز هم سخت کوش و صادق و متواضعند و هم همانطور که شاهد آن هستیم در خانواده بزرگ بسیج کشور عضویت دارند.وهمینها هستند که تاکنون هویت بسیج را حفظ کرده اند.

امیدوارم که همه مدیران و تصمیم گیرندگان این مقاله را بخوانند و در صورت درستیش ترتیب اثر دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 23:2  توسط همکار  |