تبليغاتX
در شرکت مس چه میگذرد؟

در شرکت مس چه میگذرد؟

بسیج چیست؟بسیجی کیست؟

نیروهای مردمی که شغلشان جنگ نبود اما برای دفاع از میهن اسلامی بپاخاسته بودند زیر پرچم بسیج به جنگ حق علیه باطل رفتند.یادم است که بسیجیان را صبورترین و پاکترین و کم توقعترین مردمان تشکیل میدادند.بسیج تمام رده هایش با هم مساوی بود.حتی لباسهایشان یکی و بدور از هر درجه ای.بسیج مکانی معنوی بود که بسیجی در آن ساخته میشد و گاها محیا برای شهادت.فردی عادی وارد آن میشد که به گفته خودشان نمیدانستند چه میخواهند اما در آن مدت آنچنان تحت تاثیر محیط روحانی حکفرما بر بسیج میشدند که همین افراد جزو مخلصترین نیروهای بسیج میشدند. اینجا دیگر بسیج به کسی هویت نمیداد و این منش بسیجی بود که بسیج را معنی و هویت میبخشید.

پس از جنگ هم همین بسیجیان بودند که به سازندگی پرداختند.اما گاهی با نام و گاه بی نام.دولت نیز برای جبران گوشه بسیار کوچکی از زحمات این عزیزان برای آنان امتیازاتی قائل شد و همین بس بود که افراد فرصت طلبی نیز پا به این عرصه معنوی بگذارند.اینجا دیگر این افراد نبودند که به بسیج هویت میبخشیدند و بسیج بود که به آبروی بسیجیان واقعی به این فرصت طلبان هویت میداد.باز هم این تجربه تلخ تکرار شد که هر کجا مادیات با معنویات در آمیزند فساد و تباهی بهمراه خواهند آورد.

"من نوعی" بدون آنکه بویی از سخت کوشی و جهاد برده باشم فقط برای سوءاستفاده از بعضی مزایا نام نویسی کردم و بسیجی شدم. بله این مزایا کم نیست.ارتقا گروه ، حق عضویت بسیج ، استفاده از امتیازات اجتماعی احراز مشاغل و.........حاضر نشدن در محل کار به بهانه شرکت در بعضی مراسم بسیجیان.(حتی یکبار هم در مانورها شرکت نکردم).

خب پس چه فرقی بین آن بسیجی دلاوری که در جنگ حضور فعال داشته و حتی عضوی از بدنش را از دست داده و بعد از پایان جنگ بدلیل فقر موفق به ادامه تحصیل نشده واکنون هم در جایی کارگر روز مزد است و "من نوعی" که نه بویی از جنگ و جهاد برده ام و فقط بدنبال فرصتی برای کسب درآمد بیشتر بوده ام و اکنون نیز چون کارمند دولتم از خیلی از مزایا استفاده میکنم فقط و فقط بواسطه یک نام نویسی.قبل از آنکه بعد از نام نویسی جوهر امضاء گواهی بسیجم خشک شود بدنبال گرفتن گروه شغلی و...میباشم.حال من نه تنها برای بسیج هویتی مثبت به همراه نمیآورم بلکه آسیب جبران ناپذیری بر بدنه مقدس بسیجی وارد میکنم و باعث بی انگیزگی خیلی از افرادی میشوم که نه بخاطر یک نام بلکه برای تقویت این نیروی مقدس قصد عضو شدن در آن را دارند.

چگونه افراد مخلص وارد بسیج شوند وقتی که گاها باید در کنار فردی قرار گیرند که حتی نماز یومیه خورا نمیداند.کسی که در طول دوران خدمتش بدلیل کم کاری نتوانسته یک ریال از پولی را که از بیت المال گرفته است را حلال کند.

اینجاست که اگر بسیج زبان داشت آنچنان فریادی بر سر این اقلیت فرصت طلب میکشید که زمین بلرزد.

هستند افرادی که با جهد و کوشش و بدون آنکه نامی از بسیجی بودن خود در جایی به ثبت رسانیده باشند چنان خدمات ارزنده ای به میهن مان نموده اند که در تخمین هیچکس نمگنجد.در هیچ کجا قید نشده است که این فرد بسیجی است اما در واقع بسیج هویت خود را از همین افراد میگید. وهمانطور بالعکس هستند افرادی که در بسیج ثبت نام نموده اند اما اگر از ایشان پرسیده شود که از خدماتت به ایران و اسلام بگو سر به زیر میافکند و لب میگزد.

شما قضاوت کنید: که کدامیک بسیجی هستند؟

البته همه اینها را نگفتم که اصل معنوی بسیج و بسیجی را زیر سوال ببرم بلکه همه اینها بدان دلیل مطرح شد که باید فکری کرد که بسیجی بصورت منش حسنه برای بسیجی واقعی باقی بماند و نه به عنوان یک اسم سودآوربرای یک اقلیت سود جو.

نباید ثبت نام افراد در دفاتر بسیج را معیاری برای سنجش بسیجی بودن و یا نبودن آنها دانست بلکه باید رفتار و منش و حرکات و صداقت افراد را با شاخص های بسیجی واقعی قیاس نمود و آنگاه قضاوت کرد که فرد میتواند بسیجی باشد و یا خیر!!

و باز هم تکرار میکنم که فردی که از منابع مملکت بدرستی استفاده کرده و اکنون نیز کار خود را به درستی انجام میدهد و از طرفی صداقت و درستی را الگوی کار و زندگی خود قرار داده و وقتش را صرف پیشرفت مملکت اسلامیمان کرده است را میتوان یک بسیجی واقعی دانست.

اینجاست که احساس میشود که حال اگر قرار است بسیجی بودن ونبودن افراد معیاری برای تصمیم گیریهای جدی در مورد آنان باشد ، نیاز مبرم به یک ممیزیست که ممیزان آن خود باید بسیجی واقعی باشند.

نه میتوان فردی را صرفا بدلیل داشتن یک کارت بسیج ،بسیجی دانست ونه اینکه دیگری را بدلیل نداشتن آن غیر بسیجی.

فردی را میشناسم که بواسطه شرکت در چند مراسم خود را بسیجی میداند و در سوی دیگر دوستی که هنوز جوهر دفتر عقدش خشک نشده بود برای یک ماموریت بی بازگشت داوطلب بود و بر این کار اصرار میورزید که خوشبختانه و یا متاسفانه مسئولین با علم پیدا کردن  به وضعیت خانوادگی وی(داشتن همسر عقد کرده) اجازه رفتن را از وی سلب کردند.دومی هنوز یک کارت از بسیج در جیبش ندارد اما بسیجی مخلص و واقعی است.و فرد دیگری که خوب درس خواند وارد یکی از بهترین دانشگاهها شد و پس از آن به شرکت آمده و کارش را به بهترین وجه ممکن تاکنون به انجام رسانیده است ودر این مدت طرحهای مفید بسیاری در راه رشد صنعت و معدن ایران اسلامی ارائه کرده است.او نیز نامش را در جایی به عنوان بسیجی ثبت نکرده است.قضاوت بسیجی بودن و یا نبودنش با شما ؟!

البته ناگفته نماند که هدف و آرمان افراد بسیار مهم است.یکی ماشین هم کار انسان را بخوبی انجام میدهد.اما ماشین هدفی ندارد ولی همین انسان سخت کوش اگر به هدفی غیر از خدمت به دین و وطنش جهد کند دیگر فرقی با آن ماشین ندارد.

و در پایان باید گفت در حال حاضر هم بسیاری از بسیجیان عزیز هم سخت کوش و صادق و متواضعند و هم همانطور که شاهد آن هستیم در خانواده بزرگ بسیج کشور عضویت دارند.وهمینها هستند که تاکنون هویت بسیج را حفظ کرده اند.

امیدوارم که همه مدیران و تصمیم گیرندگان این مقاله را بخوانند و در صورت درستیش ترتیب اثر دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 23:2  توسط همکار  | 

امور فروش - تعاونی

خب اینطور که از شواهد وقرائن برمیآد بزودی مدیریت فروش نیز تغییر خواهد کرد.از جمله نامزدهای این پست مهندس رحیمی است.که از دوستان میخوام کسانی که اطلاعات بیشتری در اختیار دارند مارا هم بی اطلاع نگذارند.
خب قرار هم نیست افرادی بر یک مسند تا پایان خدمتشان تکیه زنند.شاید بهترین تفسیر این تغییرات را آقای مهندس پورمند ابراز داشتند واون اینکه فرمودند:قرار نیست که هر کس را برمیدارند حتما عیبی داشته باشد.بلکه میخواهند فضا را به فرد دیگری بسپارند.
خب موضوعی که میخوام در موردش چند کلمه بنویسم آنست که تعاونی های مسکن در سطح شرکت شکل گرفت و میتوان گفت هیچ اموری نظارت جدی بر این تعاونیها نداشته و ندارد.در ایمیلهای متعددی که از دوستان دریافت کردم چنین برمیآید که در بعضی موارد(تاکید میکنم بعضی موارد) این تعاونیها شکل میگیرد و اولین خطایی که صورت میگرد در انتخابات هیئت مدیره است.معمولا این گروهها بر دیگران تحمیل میشوند و همیشه هم داد فداکاری سر میدهند.خب یکی نیست از این دراویش محترم که همه عمر خودشونو در خدمت مردم هستند و همه راحتیها را برخود حرام کرده اند بپرسد که عزیزان شما چگونه به این نتیجه رسیدید که خود را وقف همکارانی که گاها آنها رانمیشناسید کنید.جواب بسیار ساده است هرچند که ممکن است عده ای ناراحت شوند اما باز هم تکیه میکنم که در بعضی موارد میتوان گفت از خرید زمین گرفته تا خرید آهن آلات عمده و خرید سایر مصالح ساختمانی بصورت عمده و به تعداد زیاد آنچنان هدایایی را برای بعضی از این عزیزان به همراه دارد که ایشان اگر در دو سه تعاونی حضور فعال در هیئت مدیره داشته باشند دیگر نیازی به حقوق دولت ندارند و میتوانند بقیه زندگی خودرا به راحتی ادامه دهند.و این مصداق بارز رانت است.در بعضی از این موارد دیده شده که حتی هیئت مدیره تعاونی در مقابل انتخابات دوم و یا سوم و انتخاب فردی جدید آنچنان مقاومت نشان داده اند که مبادا جمعشان بهم بخورد و فردی که در جریان خدماتشان! هست بیرون برود و فرد جدیدی بیخبر از همه جا وارد شود و مزاحم ارائه خدماتشان گردد.یادم میاد که در انتخابات دو دوره قبل مجلس یکی از کاندیداها پس از هزینه های کلان برای کسب رای و نتیجه نگرفتن رفت سراغ یکی از افرادی که به وی پول قرض داده بود و وی را کشت!آنوقت این سوال برای من پیش آمد که چگونه فردی که ادعا میکرد میخواهد به مردم خدمت کند دست به چنین کاری زد؟!!!؟؟البته در همه جا استثناء وجود دارد و افرادی هم هستند که در تعاونیها واقعا قصد خدمت دارند اما........حتی یکی از دوستان در ایمیلش نوشته که افرادی را سراغ دارد که پس از گذشت مدت کمی از حضورش در یکی از تعاونیهای مسکن توانست در یکی از شهرهای استان خانه بخرد و خانواده اش را از شهر شیرین سرچشمه نقل مکان دهد.1!!آقا خدمتگزار نمیخواهید!!!
خب این مطالب را ننوشتم که کسی را مقصر جلوه دهم بلکه منظور آن بود که تصمیم گیرندگان این مورد را نیز مد نظر قرار دهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:3  توسط همکار  | 

معاونین اقتصادی و تولید

سلام .اميدوارم امروز كه اول صبحش با برف و طبيعت سرد و زيبا شروع شد در پايان روز كاري مفيدي براي همه پرسنل شركت باشد.

از روزي كه اين وبلاگ تاسيس شده انگشت شمار افرادي فقط در پس ايراد گيري و مخالفت برآمده اند و خود را نماينده تام الاختيار شركت مس ميدانند.و فرمانهايي از تعويض آرم وبلاگ گرفته تا چه و چه و...وچه صادر ميكنند.

خب البته منم آدم غير منطقي نيستم.ونظراتي كه در آنها منطق به چشم ميخورد را مي پذيرم و عمل هم ميكنم.اما مطمئنم كه خيلي از اين نظرات فقط براي اشكال تراشي طرح ميشوند و نه براي بهبود فضاي وبلاگ.واز طرفي اين دوستان فراموش كردن كه يكي از اهداف اصلي تاسيس اين وبلاگ كمك به مديران شركت براي دانستن موضوعاتي كه در هيچ كجاي ديگر نميتوان يافت وبا اين حال بسيار هم مهم هستند.البته شايد نظرات بي پايه و اساسي هم در بين نظرات بتوان يافت كه اين خود نيز مفيد است .زيرا تخمينيست از منطق و رضايتي كه در شركت حكمفرماست.قطعا سعي بنده آنست كه اين وبلاگ به جايي برسد كه تمامي مطالبش مفيد و ارزنده باشد و نه به خيال بعضي كوته نظران فقط در حد يك وبلاگ دخالتي در امور ديگران.البته ناگفته نماند بدليل اعمال بعضي تفكرات غلط در سالهاي اخير در سطح شركت  ، بسياري از گفته هاي افراد دخالت تلقي ميشود در حاليكه دخالت آنست كه فردي در حريم خصوصي افراد وارد شده و ايراد نظر كند.سند اين مشاغل كه به امانت در دست افراد است را هنوز بنام كسي نزده اند كه اجازه داده نشود هيچ فردي در مورد بد و خوب اداره كردنشان نظر دهد.

بگذريم:تازه چه خبر؟ همانطور كه قبلا هم خدمتتون عرض كردم آقاي ميرسعيدي سرپرست دفتر امور مجامع و شوراهاي يكي از نهادها بودن كه اون نهاد هم به اطلاع موثق وزارت بازرگاني بوده است و اكنون هم بعنوان معاون اقتصادي شركت مس انجام وظيفه ميكنند.براي ايشان آرزوي توفيق و پيروزي داريم .آقايان مهندس سعيد و مهندس رييس زاده هم به افتخار بازنشستگي نائل آمدن.

راستي موضوع بسيار مهمي كه ميخوام در مطلب بعدي در موردش صحبت كنيم موضوع تعاوني هاي مسكنيست كه در سطح شركت دائر ميشوند و چگونگي انتخاب افراد و خبرهايي كه از گوشه و كنار ميرسد.شما عزيزان هم مطالبتان را براي تكميل بحث ايميل نماييد.پس فعلا.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:34  توسط همکار  | 

موضوعات گذشته

 خب بالاخره  خدمت آقاي مهندس رييس زاده هم سر اومد و آقاي سيد علي ميرسعيدي بعنوان معاون اقتصادي مدير عامل با حكم آقاي مهندس پورمند شروع به كار نمودند.عزيزاني كه از پيشينه كاري آقاي مير سعيدي اطلاعي دارند لطفا اونو در اختيار ساير همكاران قرار دهند .ضمنا اين حكم بعد از وقت اداری روز چهارشنبه صادر گرديد.

احتمالا ایشون سرپرست دفتر امور مجامع و شوراها در یکی از نهادها بوده اند!!

+ نوشته شده در  جمعه بيست و هفتم آبان 1384ساعت 8:53  توسط یک همکار 

 همکاران عزیز دوستی یک مقاله انتقادی در مورد وضع قدیم و موجود شرکت برام فرستاده که اولا ازش تشکر میکنم و دوما با وجود بعضی مطالب بقیش خیلی مفید و منطقیه که بد نیست شما هم مطالعش کنید امیدوارم تصمیم گیرندگان شرکت نیز ترتیب اثر بدن.عین مطلب بدین شرحه:

از این به بعد نظرات و مقالات قابل طرح خوانندگان را میتوانید در http://www.nicic.blogfa.com/ ببینید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بيست و ششم آبان 1384ساعت 8:52  توسط یک همکار 

 
مژده به همه دوستانی که نگران درج مطالب نامربوط در قسمت نظرات توسط اندک افراد بی مسئولیت بودند.از این لحظه به بعد کلیه نظرات پس از تایید در قسمت نظرات به نمایش در خواهد آمد.

خب و اما این روزها خبرها فراوان است و شایعات فراگیر.

بهتر میدونم بجای پرداختن به شایعات به ایمیلهای عزیزان پاسخ دهم.ضمنا از شما خوانندگان هم تقاضا دارم در مورد جواب سوالات بنده را یاری دهید واز طریق ایمیل مطالبتان را ارسال فرمایید.برای راحت شدن خیال دوستانی که نگران چگونگی هدایت این وبلاگ هستند و نمیتوانند بطور کامل اعتماد کنند لازم میدانم فقط برای یکبار و برای همیشه به اسم اعظم خداوند متعال قسم یاد کنم که هیچ کس از هویت من در رابطه با این وبلاگ اطلاعی ندارد و کسانی هم که به هر نوع با من در تماس هستند میتوانند اطمینان داشته باشند که غیر از من هیچ کس و به هیچ عنوان از هویتشان مطلع نخواهدشد.ضمنا بدلیل آنکه بنده از طریق نرم افزار بسیار خاصی از اینترنت استفاده میکنم امکان یافتن بنده بوسیله همکاران متخصص از طریق IP ویا هر امکان دیگر وجود ندارد.لذا از همه عزیزان خواهشمندم که در ازاء وقت و هزینه ای که من برای بوجود آوردن این فضا صرف میکنم که ارتباط مثبتی بین تمام پرسنل بدور از هرگونه اجباری به رعایت سلسله مراتب برقرار کنم، شما نیز بجای پرداختن به اینکه من چه کسی هستم و یا این وبلاگ از کجا تغذیه میشود و یا من در چه ساعتی مطالبم را آپ دیت میکنم وآیا در ساعت اداریست و یا خیر، سعی کنید در هر چه بهتر شدن این فضا همکاری کنید و همه با هم سعی کنیم اینجا محیطی باشد که بتوان افراد را نقد کرد وامیدوار باشیم که آنقدر مطالب اینجا ارزشمند باشد تا روزی برسد که حتی در انتخاب افراد توسط مدیران میانی و ارشد بتواند موثر باشد. مگر ما نمیگوییم فلان مدیر در انتخاب فلان رییس اشتباه کرده است.خب اگر محیطی فراهم باشد که افراد بالاتر برای انتخاب پرسنل تحت امرشان بتوانند به سادگی به اطلاعاتی از همه دیدگاهها دسترسی پیدا کنند ، آنگاه شاید اشتباهات کمتر رخ دهد.و در پایان باید گفت:به گفته مدیریت عامل همه ما باید کمک کنیم تا تولید به حداکثر برسد ومن هم هدفی ندارم مگر آنکه در بهتر شدن فضای معنوی حکمفرما بر همکاران کمکی کوچک ارائه دهم.واگر کسانی با خود اینگونه اندیشیده اند که در اینجا قصد دخالت در امور شرکت و یا مشکل تراشی برای مدیران و یا تخریب افراد وجود دارد سخت در اشتباهند.اینجا در یک جمله فضایی است برای نقد غیر مغرضانه و فکاهی افراد برای اصلاح رویه ها و بس.و تمام کسانی که به هر نحو در حال سوءاستفاده از شرکت مس میباشند ،اینجا برایشان فضایی تلخ است.در پایان بنده سعی میکنم تمامی نظراتی که در آنها الفاظ رکیک بکار برده نشده است و رعایت شئونات گردیده است برای درج در قسمت نظرات تایید گردد.

 

طبق گزارشهای واصله از خاتون آباد مهندس داوری دیروز به خاتون آباد رفتند و بعد از بازدید از سایت و صرف شام به سرچشمه بازگشتند.همچنین مهندس حسنی از روز انتصاب با برگزاری جلسات مکرر با مدیران حوزه اداری ابراز داشته اند که هدف اصلی ایشان تحول اداریست و پیش بینی میشود با سوابق ایشان در امور آموزش و انفورماتیک در حوزه معاونت مالی و اداری نیز تحول بزرگی صورت پذیرد.آگاهان میگویند هر چه پرسنل این حوزه در زمان دکتر ملاحسینی دچار آرامش مفرط بوده اند از اکنون از پشت پایشان در خواهد آمد.

لازم میدانم به ایمیل یکی از پرسنل امور اجتماعی اشاره کنم که ذکر کرده بود هر چند انتصاب مدیر امور اجتماعی احتمالا بر اساس بعضی ملاحظات صورت پذیرفت اما ایشان باتوجه به سابقه همکاریشان با مهندس حسنی در آموزش میتوانند از پس این حوزه تحت سرپرستی حسنی به خوبی برآیند.ناگفته نماند که مهندس ناصح زاده دارای فوق لیسانس متالورژی از دانشگاه شریف میباشند.(به گفته همکار عزیز)

ایمیل دیگر از پرسنل حراست بدستم رسید که سوال کرده بودند مدیر آنان مگر بازنشست نشد؟آقای شرف دینی در ابتدای امسال بازنشسته شدند اما به درخواست مدیرعامل وقت وقبول از سوی وزیر وقت همکاری ایشان تا پایان امسال با شرکت مس ادامه دارد.ضمنا به این همکار عزیز باید عرض کنم که چه عجله ای دارید.کی بهتر از آقای شرف دینی.ایشان به حق در مدت مدیریتشان توانستند با کمترین برخورد بیشترین نظم را بوجود آورند.

از طرفی در دفتر تهران شایعات حول مهندس ع بسیار است که از دوستان نزدیک به ایشان خواهش میکنم در صورت داشتن خبر موثق مراتب را به اینجانب جهت درج در سایت به آدرس ایمیل وبلاگ ایمیل نمایند.

ایمیل دیگری از یکی از همکاران دریافت کردم با این مضمون:در امور معدن چه رخ میدهد؟آیا امکان دارد که مدیریت ارشد به فکر انقلاب در این امور بیفتند که این امور را از حالت مدیریت تجربی و زورمدارانه به یک مدیریت علمی تبدیل کند؟

راستش جوابی که به ذهن من میرسد آنست که امور معدن به دلیل نوع کار ونوع سیسنم کارگری که بر آن حاکم است باید به نوعی شبیه به حال اداره شود.اما میشود با شروع کار فرهنگی کم کم این امور را مانند سایر امورقدری قانونمند تر کرد.

از دوستانی که در معدن مشغول به کارند خواهش میکنم نظرات خودشونو چه در قسمت نظرات و چه به صورت ایمیل ارسال نمایند تا بهتر این مسئله کالبد شکافی گردد.

ایمیل دیگری از دوستی از بازنشستگی دریافت داشتم که شکایت و گله بسیار نسبت به نوع مدیریت آن داشت.راستش رو بخواین من در این مورد نمیخوام نظر بدم و اونو واگذار میکنم به خوانندگان عزیز.ولی اینو میدونم که مدیریت آقای حسنی هیچ سنخیتی با مدیریت فعلی بازنشستگی ندارد.

ایمیل دیگر سوال یکی از همکاران در مورد مهندس محمد رضا کرمی بود که ایشان مگر همیشه نسبت به برادرشان پیش قدم نبودند و چرا اکنون گوشه گیری را پیشه کردن؟

اگه دوباره بعضی افراد نگویند که من از خودشان هستم باید بگویم که در دولت اخیر واقعا پیش بینی میشد با توجه به لیاقت ایشان؛ ایشان در راس یک وزارت خانه انجام وظیفه نمایند.اما به چه دلیل نشد خدا داند و بس.ضمنا رابطه ایندو برادر آنقدر صمیمی است که هیچ فرقی وجود ندارد که کدامیک قبول مسئولیت کنند.

 

و در پایان هم جواب نظر یکی از همکاران که تهدید به بستن وبلاگ به روی پرسنل نموده بود:

دوست عزیزی که تهدید به بستن وبلاگ نموده اید.مگر شما هم دچار مرض خود سانسوری هستید.اگه همکاران نتوانند حتی در اینجا نظرات منطقی خود را بگویند که دیگر بهتر است از اسلام که مظهر آزادیست نامی به میان نیاوریم.من در این مورد مدیریت امور ارتباطات را مسئول میدانم.وگر نه هر کس غیر از ایشون سرخود چنین کاری را حق اجرا ندارد.و اگر دست به چنین کاری بزنند آنوقت مطمئن باشید که راههای دیگری از جمله ایمیل وجود دارد که روزانه به همه فرستاده میشود و آنوقت امور ارتباطات باید پی هر چیزی را به تن خود بمالد.اصلا شما با چه جراتی در نظام جمهوری اسلامی به خود اجازه میدهید وبلاگی که فقط اجازه میدهد افراد نظرات منطقی خود را در آن ابراز کنند را ببندید.بهتر است نگاهی به اصول قانون اساسی بیندازید وبعد تهدید به سانسور نمایید.این را هم بدانید که همانطور که بنده از همه همکاران خواسته ام که رعایت شئونات را بکنند و در غیر این صورت مطالبشان حذف میشود باید به شما هم بگویم که اگر با این وبلاگ برخورد غیر منطقی شود آنگاه من نیز خود از هیچ کاری برای بی آبرو کردن افرادی که دست به چنین اقدامی زده اند دریغ نخواهم کرد.حالا اگر میخواهید یا علی......
ضمنا خود شما کارهایی را که دیگران به ذهنشان نمیرسید را به آنها آموختید.

و در پایان بنده باتوجه به منطقی بودن صحبت شما در مورد امکان سوءاستفاده ازاسامی افراد در قسمت نظرات این قسمت را مشروط کردم.اما باز هم میگویم که شیوه نوشتاری شما و تهدیدتان غلط است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بيست و پنجم آبان 1384ساعت 8:51  توسط یک همکار 

همکاران محترم لطفا اخبار امورتان را به آدرس imidro@gmail.com جهت درج در وبلاگ ارسال فرمایید.

خب بالاخره احکام آقایان مقصودی و رضایی نسب به سمتهای مدیر ذوب و مدیر ارتباطات هم توسط مدیر مجتمع امضائ و ارسال شد.

ضمنا طبق خبر واصله از پرسنل ذوب آقاي مهندس حميديان بعنوان رييس تعميرات و نگهداري اين امور به احتمال زياد مورد نظر مديريت جديد ميباشند.براي ايشان آرزوي موفقيت داريم.

راستي يكي از خبرهاي داغ داغ ابتداي آمدن مهندس پورمند تغيير مكان دفتر تهران به كرمان بود كه موجبات نگراني همكاران تهران را فراهم آورده بود.اما آيا واقعا اين كار شدني است.؟

از طرفي طبق اخبار رسيده آقاي زماني مدير امور مالي هفته اي سه روز در تهران به سر ميبرند و خانواده خود را نيز به آنجا منتقل نموده اند.اينطور كه من شنيده ام ايشان فعلا تمامي وقت خود را صرف سهام شركت در بازار بورس ميكنند.واينطور كه بوش مياد ايشان در هفته هاي آينده احتمالا هفت روز هفته را در آنجا به سر خواهندبرد.پس بايد مدير امور مالي آينده نيز از طرف مهندس حسني معرفي گردد.ناگفته نماند كه در دوران تصدي آقايان خاقاني و زماني تحول بزرگي در مكانيزه شدن سيستمهاي مالي صورت پذيرفت كه اين امر توسط مرادعليزاده نيز بيان شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بيست و چهارم آبان 1384ساعت 8:50  توسط یک همکار 

امروز در شرکت خبر چندانی نبود و فقط شایعه زیادی برای مدیر جدید ذوب بود.مهندس مقصودی یکی از آیتم های مطرح شده بود.دوستانی که در ذوب کار میکنند میتونن اخبار دقیق را به آدرس ایمیل وبلاگ برای درج در صفحه اصلی بفرستن.

لازم میدونم از استقبال زیاد همکاران عزیز از وبلاگ و ایمیل های محبت امیزشون به حقیر تشکر کنم.یکی از دوستان از نحوه مثبت نگری بنده به مدیریت مجتمع انتقاد کرده بود که لازمه بگم من هیچ تعصبی روی فرد خاصی ندارم و این وبلاگ هم قصد تملق گویی از کسی را ندارد.زیرا من به هیچ عنوان برای هیچ کس شناخته شده نیستم و آزادم آنچه که نظر اصلی من هست را بیان کنم.و باز هم با قدرت میگم که من مطمئنم هیچ کس تاکنون کوچکترین بدی از مهندس کرمی و برادر ایشون ندیده است که جنبه شخصی داشته باشد.و مطمئن باشید که اگر ایشون واقعا عملکرد خوبی نداشته باشند در همینجا نقد خواهند شد چه از طرف من و چه از طرف همکارانم.و شما دوست عزیز اگر مطلب و یا اخبار جدیدی در مورد هرکدام از مدیران شرکت در دسترس دارید که مطرح کردنش برای دیگران با اهمیت باشد حتما اون رو برام بفرستید تا در وبلاگ درجش کنم.

 

ضمنا به همه دوستان باید عرض کنم آدرس ایمیل وبلاگ imidro@gmail.com هست  وشما نظراتتونو میتونید به این آدرس ارسال فرمایید.

متاسفانه امروز مجبور شدم چند تا از نظرای دوستان را که رعایت شئونات را در انتقاداتشون نکرده بودن حذف کنم.خواهش میکنم عزیزان نظرات انتقادی خودشونو با لحنی مودبانه تر مطرح کنن.

و مطلب آخر اینکه عزیزان این وبلاگ را به همکارانشون برای استفاده از مطالب معرفی کنن.

+ نوشته شده در  سه شنبه بيست و چهارم آبان 1384ساعت 8:47  توسط یک همکار 

بعد از انتصاب دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوری تحول عظیمی در سیستم مدیریتی کشور رخ داد که شرکت ملی صنایع مس ایران هم از این قاعده مستثنی نبود.
آقای مهندس مرادعلیزاده درجلسه ای که در سالن سینمای شهرک مس سرچشمه برگزار شد ،پایان دوران مدیریت عاملی خود را اعلام کرد و آقای مهندس پورمند بعنوان مدیریت عامل جدید با پرسنل حدود 30 دقیقه صحبت کرد.
همه پرسنل در بلاتکلیفی محض به سر میبردند.هر کس چیزی میگفت.یکی میگفت ایشان فردا فلان مدیر را برکنار میکند و فلان کس را بهجای وی برمیگزیند.دیگری میگفت :ایشان هیچ تغییری در سیستم نمیدهد و با همین مدیران کار میکند.فرد دیگری میگفت: مهندس پورمند با مهندس اسدی (مدیر مجتمع سابق) درگیر است و میخواهد وی را بازخواست کندو......بعد از اتمام جلسه تودیع و معارفه هنگامی که آقایان به درب خروجی سینما رسیدند عده ای از مردم اطراف سرچشمه شروع به گله و شکایت از سیستم موجود کردند و بعضی دیگر شروع به هتک حرمت نمودند.مهندس پورمند بلافاصله از محل رفتند و بقیه نیز به آرام کردن مردم پرداختند.
دو روز بعد از انتصاب آقای مهندس پورمند ایشان فردی بنام آقای ابوالفضل ابوالقاسمی را به سمت رییس دفتر خود منصوب نمودند و آقای کرات را بعنوان دبیر هیئت مدیره منصوب کردند.
حدود یک ماه گذشت و هیچ تغییری حاصل نشد.ناگهان در تاریخ 16/08/84 سه انتصاب بسیار عالی(از دید بنده) بسیار عالی رخ داد.
مهندس محمد حسین کرمی مدیر سابق ذوب خاتون آباد بعنوان مدیریت مجتمع از سوی مدیریت عامل معرفی گردیدند.
مهندس داوری مدیر سابق امور ذوب سرچشمه بع عنوان معاون تولید بجای مهندس سعید منصوب شدند.
مهندس حسنی مدیر سابق امور ارتباطات و فن آوری اطلاعات بعنوان معون مالی –اداری بجای دکتر ملاحسینی منصوب شدند.
بیوگرافی دقیق این افراد را خدا میداند و خودشان.اما من آنچه خود در مورد ایشان میدانم اینست:
مهندس کرمی فردی متدین و با اصالت.ایشان و برادرشان آقای محمدرضا کرمی در همه جا بعنوان انسانهای نجیب و متعهد شناخته شده اند.حداقل اینجا که کسی مرا نمیشناسد شاید تعریف از افراد را با دید خود شیرینی کردن ننگرند.پس من هم با خیال راحت نظر شخصی ام را چه خوب و چه بد میگویم.شما هم میتوانید در قسمت نظرات نظرتان را با خیال راحت بگویید.آقایان کرمی به حدی انسانهای دوست داشتنی و عزیزهستند که من فکر میکنم خدا نظر خاصی نسبت به ایشان دارد.از طرف دیگر در این مدت تخصص مورد نیاز را علاوه بر دوران دانشگاه و در زمان مدیریتش در ذوب خاتون آباد کسب کرده است.ایشان بدلیل صادق بودنش با افراد نتوانست مانند افراد دیگر با گفتن حرفهای شیرین رضایت مهندس اسدی را کسب کند و تا آخرین لحظه صادقانه کار کرد و بالاخره توسط اسدی از کار برکنار شد و بعنوان مشاور منصوب شد.ایشان هم خود را نباخت و در امور ارتباطات آنوقت به مدیریت مهندس حسنی به کار خود ادامه داد و صبر را پیشه کرد.دیری نپایید که ماه پشت ابر نماند و بالاخره حقانیتش باعث شد که به صندلی اسدی تکیه زند و در آنجا به خدمتش ادامه دهد.
مهندس داوری که انسانی متدین وبا انسانیت است نیز در دوران خدمتش محبوب دل پرسنلش بود و همه از خوبی وی دم میزنند.ایشان بدلیل اخلاق آرامش مورد نظر همه مدیریتها و مدیریت اخیر بوده اند.
مهندس حسنی نیز فردی متعهد و متخصص و با پشتکار فراوان است که توانست امور انفورماتیک قدیم را دگرگون کند و از پرسنل آن نهایت استفاده را در جهت بهتر شدن سیستم بنماید.ایشان یکی از پر سابقه ترین مدیرا شرکت مس هستند که پیش بینی میشود در حوزه معاونت مالی-اداری نیز تحول اساسی ایجاد نمایند.
امروز نیز مدیر عامل به اتفاق رییس دفتر و معاونت توسعه به سزچشمه آمدند.دوباره شایعات بسیاری در میان پرسنل شیوع پیداکرد.از جمله شایعه شد که چند تن از مدیران برکنار شدند و.......عصر نیز مدیرعامل در سالن آمفی تئاتر کارخانه با حضور مدیران و رییسان جلسه تولید را همراه با جلسه معارفه معاونتها و مدیر مجتمع جدید برگزار کرد.یکی از گفته های ایشان که نظر همه را به خود جلب کرده بود مثالی بود که ایشان در مورد یکی از خاطراتشان زدند.ایشان گفتند:به مدیر کلی که برکنار شده بود و ایشان بجای وی برگزیده شده بود گفته است:برکناری شما هیچ دلیلی ندارد مگر آنکه خواسته اند جایی برای من پیدا کنند.ایشان در ادامه گفته بودند که : حال برکناری افراد دلیل بد بودن آنان نیست بلکه فقط بدان دلیل است که میخواهند فرد دیگری را جایگزین کنند.ایشان فرموده بودند:جابجایی رخ خواهد داد اما نگاه ما درون گراست.
اتفاق غیر منتظره ای که بسیار جالب بود وامروز رخ داد آن بود که مهندس کرمی به امور ارتباطات مراجعه کردند و یکی از سرپرستان آن امور را که کسی انتظارش را نداشت به عنوان مدیر امور ارتباطات معرفی نموده بودند.این انتصاب بسیار نادر بود.زیرا کمتر پیش میامد که فردی بدون طی کردن سلسله مراتب و با گذاشتن دوپله ناگهان به مدیریت دست یابد.اما نکته مثبت آن اینست که چه بسا با این کار استعداد نهفته ایشان بروز نماید و امور ارتباطات سیر صعودی را در پیش گیرد.مهندس علیرضا رضایی نسب انسان بسیار خوب و با شخصیت و متخصص است . که حال دیگر مدیر امور ارتباطات و فن آوری اطلاعات است.چرا قبول نمیکنیم که همیشه پستها و مقامها نیستند که هویت افراد را مشخص میکنند.مگر مدیران دیگر چه دارند که ایشان ندارد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بيست و سوم آبان 1384ساعت 8:46  توسط یک همکار 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 16:9  توسط همکار