تبليغاتX
در شرکت مس چه میگذرد؟

در شرکت مس چه میگذرد؟

عید غدیر بر همگان مبارک باد

خوانندگان محترم ایمیلها و نظرات شما آپدیت شد..
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 10:59  توسط همکار  | 

خبر ناگوار!

سقوط یک فروند جت فالکن سپاه پاسداران جمهوری اسلامی

روز دوشنبه، 9 ژانويه، سردار مسعود جزايری، سخنگوی سپاه پاسداران، گفت که بامداد همين روز يک فروند هواپيمای نظامی از نوع جت فالکن که در ساعت 9 بامداد از تهران به مقصد شهرستان اروميه، در شمال غرب ايران، پرواز کرده بود حدود ساعت 10 و پانزده دقيقه در حوالی روستای آيدين لو در 12 کيلومتری غرب اروميه سقوط کرد. سخنگوی سپاه پاسداران گفته است که سردار احمد کاظمی، فرمانده نيروی زمينی سپاه پاسداران، و ده تن ديگر از مسئولان اين نيرو و کادر پرواز هواپيما در اين حادثه جان خود را از دست داده اند. به گفته وی، سعيد مهتدی، فرمانده لشگر 27 رسول الله نيز از جمله کشته شدگان سانحه سقوط اين هواپيماست.خبرگزاری ايرنا از قول منابع آگاه در سپاه پاسداران گزارش کرده است که برخی از سرنشينان ديگر اين هواپيما عبارت بوده اند از سعيد سليمانی، معاون عمليات، حنيف، مسئول اطلاعات، يزدانی، فرمانده يگان توپخانه و رشادی، معاون نيروی زمينی سپاه پاسداران.ايرنا اسامی ساير کشته شدگان اين حادثه را آذين پور و اسدی، از اعضای دفتر فرماندهی نيروی زمينی سپاه، کربندی، خلبان و دو نفر به اسامی بصيری و الهام نژاد گزارش کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 11:56  توسط همکار 

همه ما مدیون آنهاییم!! دو انتصاب

اخيرا فرد و يا افرادي با نوشتن نظراتي كاملا بيمورد در مورد انتصاب يكي از رزمندگان دلاور جبهه هاي حق عليه باطل ، آگاهانه و يا ناآگاهانه قصد تخريب چهره معنوي وی را دارند. در حالیكه از وي ميتوان با عنوان شهيد زنده ياد كرد.فردي كه بدليل تاثيرات مرگبار سلاح هاي شيميايي در جنگ سلامتي خود را بواسطه سلامتي امروز من و شما از دست داده است ارزنده تر از آنست كه افرادي بخواهند با انتصاب دروغيني به حرمت وي توهين كنند.فرداي قيامت همين زخم خورده هاي جنگ و دفاع مقدسند كه بايد واسطه امثال ما شوند و نه فلان مدیر شركت مس! بله شايد اگر وي در جنگ شركت نميكرد ویا شرکت میکرد و چنین آسیبی نمیدید امروز يكي از متشخصين دنيوي بود كه ميتوانست با نوك قلم خود ده ها مدير را بالا و پايين بكشد.اما او جنگيد و سلامتي خود را خرج دين و مردمش كرد.

تاكنون آيا خود را جاي اين عزيزان جانباز گذاشته ايد؟ که امروز دسترنجشان به امانت نزد تک تک ماست وخود نیز شاهد رفتار خوب و بد ما با این امانت هستند؟به تمامي مقدسات تك تك ما در مقابلشان مسئوليم.اصلا چرا وي ميبايست امروز كه قريب شانزده سال از جنگ ميگذرد هنوز تحت عمل جراحي قرار گيرد و عضوي مانند حنجره خود را براي هميشه از دست بدهد.قطعا همين اثرات منفي شيميايي موجب تشكيل صفاتي در وي شده كه امروز من نوعي بي هيچ توجهي به منشاء اين مشكلات قضاوت هاي نادرستي در مورد ايشان ميكنم.

برادر گرامي بخدا تمامي حق با توست.تو مقدسي .تو عامل رسيدن من وما به اين نقطه اي.شما بزرگوارتر از تمام بزرگواران اين مملكتي . شما ارزنده اي . شما عامل به تاراج نرفتن ناموس اين مرز و بومي. و اينرا هم ميدانم كه  شما تمام توانت را در جنگ گذاشته اي و خسته و بي سلاح مابقي عمر را در كمال سادگي خواهي گذراند.و در پايان بايد گفت :اگر آخرتي وجود نداشت شما بازنده اين ميدان بودي .اما مطمئنا حقيقت چيزي غير از اينست و شما در آخرت جايگاهي والا خواهي داشت.متاسفم و شرمنده از اين كه روزي سلامتيت را بخاطر من  از دست دادي وامروز من فراموشكار بخاطر نبود آن سلامتي ملامتت ميكنم.خدا مرا ببخشد.پايت را ميبوسم. دستت را ميبوسم . وخود را خاك پاي شما و امثال شما ميدانم .حلالم كن .التماس دعا وشفاعت  آخرت.

خوانندگان محترم اگر نگاهي به شخصيت و منش اخوي محترم اين بزرگواربيندازند خواهند فهميد كه ايشان چگونه گوهر وجودی خود را در راه دین و مملکتشان مخلصانه تقدیم نموده اند.

 

و اما انتصابها!

آقای مهندس تقوی قائم مقام توسعه ذوب به سمت مجری طرح توسعه ذوب خاتون آباد منصوب گردید.

آقای محمودی میمند از سمت ریاست کارگزینی به سمت مدیر امور اداری میدوک طی حکمی توسط شریفیان منصوب گردید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 16:26  توسط همکار  | 

سونامی مطرح شده اشاره به چه دارد؟ - دو انتصاب

راستش اخیرا شایعاتی مبنی بر شروع طوفان و یا سونامی در شرکت مس و......در نظرات و ایمیلها به چشم میخوره که لازم دیدم با توجه به درخواست زیاد شما خوانندگان محترم توضیح کوتاهی در این خصوص بیان کنم.

پایه این خبر از حدود دو ماه قبل و از انتخاب هیئت مدیره قوت گرفت.اختلاف بسیار ساده و معمولی بر سر انتخاب اعضا هیت مدیره. اما به جرات میتوانم بگویم این اختلاف سلیقه مابین مسئولین استان از یکسو و مدیرعامل و مسئولین وزارتی از سوی دیگر از نوادر اختلافاتی بود که در هر دوسلیقه منافع استان و مردم به چشم میخورد.همانطور که اکثر شما عزیزان احتمالا مطلعید مسئولین استان و خصوصا استاندار محترم حساسیت زیادی در خصوص منابع و منافع استان دارند وبا جدیت زیاد این مهم را دنبال میکنند.

از سوی دیگر مدیریت عامل محترم و مسئولین وزارتی نیز خود را ملزم به سودآور کردن هر چه بیشتر شرکت با تیم انتخابی خود میدانند که حاصل این نیز چیزی به غیر از تامین منافع استان از یکسو و منافع ملی از سوی دیگر نیست.

و به همین دلیل است که بنده از این اختلاف به عنوان اختلاف سلیقه یاد میکنم زیرا اصل هر دو نظریه بر یک پایه استوار است.

پس از مذاکرات انجام شده از هر دوسوی با مقامات ارشد دولتی لیست هیئت مدیره انتخابی مورد تایید مسئولین استانی و مسئولین وزارتی و شرکت قرار گرفت و اسامی اعلام گردید.و مسئله بطور نسبی حل گردید و قرار مقامات استان نیز بر همکاری کامل با مقامات شرکت گذاشته شد.البته هنوز حرف و حدیث بر سر افراد منتخب بسیار است که بنده به این اختصار بسنده میکنم که اگر اختلافی هم هست بر سر آنست که عدد پنج بر دو قابل تقسیم نیست!

اما باید به این نکته اشاره کرد که اولا نگاه متعهدانه مدیریت محترم عامل به شرکت و منابع پرسنلی آن و حساسیت استاندار محترم به منافع استانی واقعا قابل تقدیر است و ثانیا این نکته قابل تعمق است که ساختار اصلی شکل گرفته در مس بطور کامل مورد تایید مدیریت محترم عامل و مقامات محترم استان است فلذا حتی اگر تصمیماتی هم از سوی هر یک از طرفین اتخاذ و اجرا گردد هیچ تغییر کلی را بدنبال نخواهد داشت.

توضیح:منظور از ساختار اصلی شرکت تفکر حاکم بر شرکت و نه کلیه انتصابات است.

همکاران محترم امروز به پیشنهاد آقای اخلاقی و تایید احکامی ازسوی معاون اداری مالی آقای جباری پس از یکماه از ریاست حوزه اموال به ریاست حسابداری صنعتی منصوب گردید و آقای رضایی نیز جایگزین جباری در اداره اموال گردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 21:46  توسط همکار  | 

تحقق انتصاب محقق! - توصیه به خودم!

خوانندگان عزیز سایت نظرات به آدرس www.nicic.blogfa.com آپدیت شد.

همكاران محترم همانطور كه احتمالا شنيده ايد حكم آقاي محقق نيز بسمت مدير خدمات بازرگاني مورد تاييد قرار گرفت.

ضمنا در ادامه مطلب قبل بايد خدمتتان عرض كنم كه اگر بنده روزي مجري يك پروژه در زمينه IT شوم مثلا پروژه وبلاگ نويسي! اولا هرگز اصراري ندارم كه از محل اصلي پروژه دور شوم و در پايتخت سكني گزينم.ثانيا هيچ اصراري هم بر بكارگيري همسرم(چنانچه داشته باشم) توسط شركت ندارم! وثالثا اجازه نميدهم شركتهاي مشاور خارجي مس را بعنوان پايلوت خود و بعنوان عامل معروفيت خود و بنده! بدانند و با نام مس در شركتهاي ديگر مانور دهند و رابعا و از همه بدتر به هيچ عنوان زير بار قرارداد مشاوره شركتهاي داخلي و به توصيه آن شركت خارجي نخواهم رفت.زيرا هزينه اصلي اين ماجرا از جيب شركت مس خواهد رفت و از آنجايي كه به بنده در اين زمينه اعتماد شده است و بنده نماينده مس هستم ، پس حفاظت از منافع شركت مس نيز بعهده بنده خواهد بود .و بنده حق ندارم شغل اصلي خود را كه در مس تعريف شده است را فقط  بعنوان عاملي براي كسب معروفيت خود بدانم ! و از آن بعنوان عاملي جهت كسب منافع شخصي استفاده نمايم.

لقمه حرام براحتي بر سر سفرمان مينشيند . پس چه خوب است خود را با جمله هاي فريبنده گول نزنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 8:34  توسط همکار  | 

دو انتصاب - پروژه ها در دست متخصصین

سایت نظرات به آدرس www.nicic.blogfa.com آپدیت شد.

اخبار:به احتمال قطع به یقین آقای عبدالباسط محقق روز شنبه به سمت مدیر خدمات بازرگانی تهران و بجای آقای ذبیحی معرفی خواهند شد.ایشان فردی ........................ببخشید قرار شد بنده نظرات شخصی خود را در قسمت نظرات مطرح نمایم!! و خبر دیگر آنکه آقای مهندس معین الدینی نیز به احتمال زیاد جایگزین آقای ببراز عباسلو در کانی مس خواهند شد.البته تاکنون جواب مثبتی از سوی ایشان در خصوص این پیشنهاد واصل نگردیده است.

خب همکاران عزیز با توجه به قولی که به همه شما عزیزان دادم و قرار شد که بنده جهت گیری خاصی نداشته باشم نتیجتا نوشتن مطالبی با این خصوصیات هم خیلی سخت شده ولی چشم الوعده وفا!!!!!

یکی از ایمیلهایی که از یکی از همکاران دریافت کردم در خصوص مجری محترم پروژه توسعه ذوب بود که با توجه به اتهاماتی که بدون مدرک مطرح شده بود قابل درج نمیباشد اما با توجه به شناختی که بنده نیز از این مجری فرهیخته و عزیزمون دارم به همین بسنده میکنم که از مسئولین محترم شرکت درخواست نمایم که عملکرد ایشان را بازنگری نموده و در صورت مثبت بودن ایشان را مورد عنایت قرار دهند و زبانم لال در صورت ثابت شدن عکس این موضوع  هر طور که صلاح میدانند تصمیم بگیرند.ضمنا از فرستنده محترم این ایمیل نیز تقاضا دارم که مستندات خودشون در این خصوص را ارسال نمایند و مطلبی هم که بنده بصورت نیمه موثق باید بدان اشاره کنم آنست که احتمالا جناب آقای  دکتر خوشرو با توجه به بررسی عملکرد مجری محترم پروژه توسعه ذوب و مثبته ارزیابی کردن آن تصمیم به آن گرفتند که ایشان را جهت نائل شدن به افتخار بزرگ بازنشستگی تشویق نمایند و بدین ترتیب هم خدا و هم شما و هم ایشان راضی خواهید بود و امیدوارم مجری محترم منتخب بعدی به گونه ای مورد انتخاب قرار گیرند که این پروژه به نحو شایسته ای به  اتمام رسد.

موضوع امروز نیز در خصوص پروژه هاست.متاسفانه پروژه هایی که بصورت جزیره ای و در زمینه های مختلف در مس تعریف شده اند تاکنون بصورت ایده آل عمل ننموده اند.البته در هر جایی استثنا وجود دارد.و بنده نیز پروژه خاصی را مد نظر ندارم و صحبت کلی است.و ضمنا همه انسانها خوبند اما برای قبول مسئولیت تنها خوب بودن ملاک نیست و فرد باید تعهدات و تخصص هایی نیز درخور آن پروژه داشته باشد.

متاسفانه آنچه تاکنون و در اکثر موارد دیده شده است بدلیل سروکار پروژها با طرفهای قرار داد (خارجی وداخلی) و فساد اداری رایج در بعضی پیمانکاران گاها دیده میشود که بعضی افراد خود را میبازند و متاسفانه مصالح خود را به مصالح شرکت ترجیح میدهند. و در این میان مجریان متعهدی نیز وجود دارند که سخت گیریشان در انجام بند به بند قرار داد اشکها را بر چشم پیمانکاران جاری میکند.یکی از راههای بسیار رایج برای جلب رضایت کاذب کارفرمایان سفرهای خارجی است که از سوی پیمانکاران پیشنهاد میگردد.شنیده شد که یکی از آقایان در یک سال سی سفر خارجی رفته اند که در صورت صحت باید برای ایشان دل سوزاند که چگونه ایشان توانسته برای هر یک از اعضا خانواده سوغات بیاورند؟!؟.با کدام پول؟باکدام وقت؟ایشان که تمام وقتشان را صادقانه صرف مذاکره و نه مصالحه با طرف های خارجی کرده اند!! و از طرفی دلار هم این روزها ارزشی ندارد و این عزیز از همان چهار ساعت اضافه کاری هم که محروم شده است زیرا به ازاء هر روز ماموریت چهار ساعت از اضافه کاری  کم میشود.!!؟؟ متاسفانه این عزیزان برای راضی کردن مافوق خود جهت رفتن به این سفرها ،گاها دیده میشد که ایشان را نیز یکی دو سفر بهمراه میبردند.به اصطلاح نان به هم قرض میدادند.!!مطمئنا از این به بعد مسئولین محترم به این نکات توجه دارند که اولا باید نظارتی مکفی و دقیق بر کارپروژه ها داشت. و ثانیا هم ندارد زیرا همان نظارت شامل همه موارد میشود.

از خوانندگان عزیز خصوصا شاغلین محترم پروژه ها خواهشمند است که اطلاعات دقیق خود را از کلیه پروژها از طریق ایمیل ارسال نمایند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1384ساعت 0:46  توسط همکار  | 

سه انتصاب - یک عذرخواهی

سلام.بهتره قبل از هر چیزسه انتصاب صورت گرفته را که خیلی هم خبر تازه ای نیست را به اطلاعتون برسونم.آقای مهندس کارگر که مدیریت سونگون را به عهده داشتند به احتمال قطع به یقین به عنوان مدیر اکتشافات (ومعاونت معدن) منصوب شدند.لازم بذکر است که امور اکتشافات برای مدتی طولانی فاقد مدیریت بود و توسط معاون آن یعنی آقای دکتر کریمی اداره میشد.آقای مهندس پارسا هم که مدیریت تغلیظ 2 را عهده دار بودند و بعد از اتمام بخش عمده ای از کار مورد بی مهری قرار گرفته و به حاشیه رانده شده بودند نیز به مدیریت سونگون منصوب گردیدند.لازم بذکر است که آقای مهندس پارسا اکنون نه تنها دوبار به سمت در خوری منصوب گردیدند بلکه قطعا در سونگون اهر با هم شهریها بهتر کنار خواهند آمد! و از زندگی در غربت نیز خلاص خواهند شد.به قول حافظ شیراز:

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم              به شهر خود روم و شهریار خود باشم

از طرفی آقای اخلاقی نیز به مدیریت امور مالی منصوب گردیدند.البته این تصمیم گیری میبایست در هفته های آینده  اتخاذ میگردید که شنیده شد آقای مهندس حسنی به دلیل پیشامد مورد خاصی که بیانش به وقتی دیگر موکول خواهد شد ناگهان تصمیم به معین شدن سریع مدیر این امور گرفتند.راستی تابحال این بیت شعر حافظ را خوانده اید؟

من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم                که عنان دل شیدا به لب شیرین داد

دوستان عزیز راستش امروز برای کاری به مرکز اسناد مراجعه کردم که اتفاقا صدای دوتا همکار که در نزدیکی من راجع به این سایت صحبت میکردند را میشنیدم.البته صحبت خاصی نبود و در مورد انتصاب آقای معین الدینی که به عضویت هیئت مدیره درآمده اند بود و.......اظهار نظر این دوستان و در خیلی از مطالبشون ، استناد به مطالب سایت منو به فکر فرو برد و باعث شد امروز عصر از ابتدای مطالب سایت تا انتها را مرور کردم و متوجه خطایی شوم که مرتکب شدم.راستش من تا قبل از این وبلاگ تجربه هیچ کار اطلاع رسانی را نداشتم و همیشه در قضایا آنچه را نظر خودم بوده است را براحتی و چه خوب و چه بد بیان کرده ام.متاسفانه متوجه شدم که در مطالب این سایت بنده دچار یک جهت گیری خفیف شدم که کم کم به یک جهت گیری بزرگ تبدیل شده است و البته اینها همه نظرات صادقانه من بوده است که به رشته تحریر درآمده است.اشتباهی که بنده خودم را بخاطرش سرزنش میکنم آنست که من نیز باید نظرات شخصی ام را در قسمت نظرات و درآنجایی که با شما خوانندگان محترم از حقوق مساوی برخودارم بیان میکردم و نه در صحن عمومی سایت.صفحه اصلی میبایست بدور از هر نوع جهت گیری و صرفا برای طرح موضوعات مورد استفاده قرار میگرفت که متاسفانه من این نکته مهم را رعایت نکردم و بخاطر همین رسما از همه شما عزیزان و همه کسانی که به نوعی از مطالب عنوان شده دچار رنجش شده اند عذر خواهی میکنم.و خود را متعهد میدونم که منبعد در صفحه اول وبلاگ مسائل و اخبار را بدور از نظر شخصی خود به رشته تحریر درآورم.امیدوارم شما بزرگواران بنده را عفو بفرمایید.ضمنا در پایان از تذکر بعضی عزیزان نیز که در جهت بهبود مطالب عنوان شده است صمیمانه سپاسگزارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 19:29  توسط همکار  | 

یک انتصاب زیبا و شگفت انگیز!!!!!!!

خب همانطور که گفته بودم آقای زمانی به سمت سرپرستی امور بازرگانی منصوب شدند و مقاومت معاونت اداری مالی هم کارگر نیفتاد.واما یک خبر شگفت انگیز اما شیرین هم بشنوید بد نیست.حدود سه سال پیش یکی از روسای شرکت که در قسمت ارتباطات امور ارتباطات و فن آوری اطلاعات (مخابرات) مشغول بکار بود و به شهادت همه همکارانش از علمی ترین روسای مخابرات به شمار میرفت از بی عدالتیهای سیستم  شدیدا رنجید و با توجه به استعداد وتوکلی که داشت شرکت را با وجود داشتن پست بالا (ریاست) ترک کرد.ایشان با تمام توانمندیهایش و با تمام پشتکاری که داشت حقوقش از پایینترین رده های سازمانی زیر دستش کمتر بود و دلیل آن نیز در همان صیغه استخدامی شرکت در مورد ایشان و امثال ایشان بود.ایشان پس از رفتن از مس در بازرگانی مشغول بکار شدند و در کارشان طی این سه سال بسیار موفق بودند.اما ایشان امروز با کمال افتخار در حال بازگشت به شرکت هستند!!ایشان کسی نیست به غیر از مهندس معین الدینی رییس اسبق مخابرات شرکت که اکنون با عنوان یکی از اعضا هیئت مدیره به مس باز میگردند.خدا در تقدیر هر کسی چه نوشته است؟زمانی که این خبر را شنیدم اشک شوق در چشمانم حلقه زد وقتی که دیدم افرادی که در زمانی به فراخور زمان ومکانشان به آنها ظلمی روا شد و در این زمان زحمت به رحمت بدل گردید و جبران آن عمر بر باد رفته شان شد.وقتی که ایشان از شرکت میرفتند و قرار بود فیلسوف توانایی!! جایگزین ایشان گردند هیچ یک از مقامات شرکت با خود نیاندیشیدند که مگر چند نفر مانند معین الدینی در سطح شرکت وجود دارد که یکی از آنها باید به این راحتی از شرکت برود؟!؟!؟

به هر حال بنده تبریکات صمیمانه خود را به آقای مهندس معین الدینی که از چهره های مخلص و متعهد و متخصص هستند تقدیم میکنم و از خداوند متعال برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.

خب از این خبر که بگذریم اعضائ قطعی هیئت مدیره عبارتند از مهندس معین الدینی ، مهندس کرمی (محمد حسین) ، مهندس پورمند  و احتمالا آقایان دکتر پورابراهیمی ودکتر فیروزی.

راستی دوستان آیا تا بحال به این موضوع اندیشیده اید که دقیقا فضای جبهه ها از بعد معنوی در سیستم مدیریتی شرکت و مملکت دارد حکمفرما میشود.؟فکر میکنید فرماندهان جنگ را چه کسانی تشکیل میدادند.؟آنجا که پای جان در میان بود و یک مدیر میبایست با قدرت اخلاصش گروهان گردان و یا یک لشکر را مدیریت کند.مدیریت در جنگ نیاز به پارتی نداشت!مدیریت در جنگ یک آرزو قلمداد نمیشد.هر که توانمندی معنوی بیشتری داشت ، خود را راحتتر فدا میکرد.آنجا مدیریت راحتی به دنبال نداشت.آنجا مدیرانی بودند که شبانه لباسهای زیردستان را میشستند!آنجا مدیرانی بودند که برکناری از پستشان خوشحالشان میکرد زیزا آنگاه میتوانستند بدور از هر مشغله ای بجنگند و از دین و مملکتشان دفاع کنند.مدیریت در جنگ چه زیبا بود و مدیرانش چه بی تکبر؟آنجا ایمان و فداکاری امتیاز محسوب میشد ! ونه امتیاز!!!!، ایمان وفداکاری ظاهری به دنبال میآورد.آنجا فضا فضای عشق بود .آنجا مدیران غالبا جوان بودند ومخلص!

اکنون نیز لااقل در شرکت مس که ما میبینیم در موارد بسیاری مدیران جوان و متعهد بر سرکار آمده اند که قطعا حارس بیت المال خواهند بود و توسعه دهندگان منابع درآمد ملت!

بنده معتقدم حفظ این صفات از قبیل صداقت و قداست و تعهد و غیره در اینجا بسیار مشکل تر از حفظ آنها در جبهه ها است.زیرا تفاوت اساسی در اینجا آنست که افراد مخلص در جنگ با گلوله سروکار داشتند و اینجا با منافع مادی.آنجا گلوله را به جان میخریدند وسپر بلای دوستان و همرزمان میشدند بی هیچ منافع و یا چشمداشتی.اینجا نیز باید سپر بلای حقوق ملت ایران باشند.

واین نکته باقی میماند که از نوشته های من این استنباط نشود که هر مدیر جوانی مخلص است و هر مدیر غیر جوان بی اخلاص!

واما شایعه نزدیک به حقیقتی که در حال شکل گیریست انتصاب آقای مهندس جیحانی به سمت مدیر امور مالی مجتمع میباشد.ایشان به عنوان مدیر بازرگانی کرمان مشغول بکار بودند و بعد از آن نیز قدری شغلشان دچار رکود شد و از مدیریت به معاونت تبدیل گردید اما با همان وظائف!

از طرفی انتصاب آقای رییسی در فروش هنوز در حد شایعه است و تصمیمی از سوی مدیران شرکت در این خصوص اخذ نگردیده است.

همچنین آقای مرتضوی نیز در این موقعیت بحرانی و حساس امور فروش مدیریت جدید را تنها گذاشتند و رفتند.ایشان در زمان علامیر ریاست فروش خارجی را به عهده داشتند.هنوز جایگزینی هم برای ایشان در نظر گرفته نشده است.خوانندگان عزیز باز هم برمیگردیم به مطلب قبل.یکی مانند مهندس عبدی سالها با هزینه شرکت تجربه میاندوزد و بنا به دلائلی این هزینه برباد میرود.دیگری نیز مانند مرتضوی سالها برایش هزینه میشود که چنین روزی بتوان از اندوخته اش استفاده نمود و باز هم متاسفانه این هزینه نیز تلف میشود.دومی خود گناهکار است به چند دلیل:اول آنکه آنقدر که به شرکت بدهکار است ،شرکت به وی نیست.(بدهکاری کاری ومعنوی).دوم آنکه بخاطر نبود ایشان شرکت باید هزینه مجددی برای شخص جدیدی کند تا بدین پایه برسد وسوم آنکه در این وقفه بوجود آمده قطعا شرکت متحمل زیانهایی میشود که حسابداران در اصطلاح به آن میگویند "هزینه فرصت از دست رفته" که در صورت های مالی بعنوان یک آیتم واقعی و مهم مورد محاسبه قرار میگیرد!

مشابه این موارد بسیار است که حتما باید برای آن فکری شود.بطور مثال فردی استخدام میشود و از همان ماه اول نصف بیشتر اوقاتش را به کلاسهای آموزش میرود و دوره هایی مانند :زبان ، کامپیوتر ،برنامه نویسی ،برق و ابزار دقیق ،مکانیک و...... را میگذراند و بلافاصله پس از اخذ این مدارک آنها را به شرکتی دیگر در حالت خوشبینانه و به کشوری دیگر در حالت بدبینانه ارائه میدهد و میرود.این افراد معمولا هم انسانهای با هوش و بدرد بخوری هستند که اینگونه فرصتها را غنیمت میشمارند و در جهت منافع خود از امکاناتش استفاده میکنند.بهتر نیست شرکت مس برای ارائه هر نوع خدمات حاشیه ای به کارکنانش خصوصا خدمات آموزشی از آنها تعهداتی محکم دریافت نماید که حاصل کارشان را در شرکت بکار گیرند ؟؟

شنیده شد در یکی از امور یک دوره چند جلسهای کوتاه برگزار شد که استاد آن که از تهران مشرف میشدند طبق قراردادشان مبلغ 40 میلیون تومان دریافت کردند.نوش جانشان.اما آیا شرکت مس شرکت کنندگان در دوره را به نوعی متعهد به ادامه همکاری با مس نموده است؟وآیا تضمینی هست که فردی از شرکت کنندگان از شرکت نرود؟

یکی از وظائف مهم منابع انسانی همین است.یعنی استفاده بهینه از منابع پرسنلی در شرکت مس و به نفع شرکت مس و در جهت اهدافش.تاکنون که متاسفانه در دهه اخیر چه بسیار شاهد از بین رفتن استعدادها و یا همان منابع انسانی بوده ایم.نمونه های بارزش را هم در سلیقه ای عمل کردن یکی از مدیران ارشد قدیم سازمان شاهد بودیم و شاهد بودیم که چگونه افرادی که به حق میتوانستند نقاط قوت سیستم باشند(مانند حال که هستند و یا خواهند شد) به حاشیه ای کشیده میشدند.

به یاری خداوند و همت عالی مدیران سیستم امیدواریم که این استفاده بهینه صورت پذیرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 22:47  توسط همکار  | 

اخبار هفته ای که گذشت!

خب دوستان ببخشید چند روزی بی خبرتون گذاشتم.راستش آخرین اخبار اینهاست که اعضا کمیسیون معاملات معرفی شدند و آقای رحیمی که در پروژه اسید بودن و همه ایشونو میشناسیم بعنوان دبیرکمیسیون معاملات و آقایان مجدفر ،موسوی ،زمانی وفرهنگی نیز بعنوان اعضا کمیسیون معرفی شدند.

خبر دیگر در واقع اصلاحیه خبری در همین سایت است که آقای مهندس محمدرضا کرمی بعنوان مدیرعامل سرمایه گذاری بزودی شروع بکار خواهند کرد.بنده به نوبه خود به ایشون و مجموعه سرمایه گذاری بخاطر این انتصاب تبریک عرض میکنم و همچنین به افرادی که احتمالا تاکنون دچار بعضی لغزشها شده اند و در رابطه با این شرکت و یا شرکتهای زیر گروه آن نقشه هایی در سر پرورانده بوده اند از صمیم قلب تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان امید عفو دارم.!!

مطمئنا در مجموعه ای که آقای مهندس کرمی مدیریت آنرا به عهده دارند هیچ جای شکی برای صورت پذیرفتن کوچکترین خطای عمدی باقی نمیماند.دوستان شاید اگر همه خوانندگان تنها به این مطلب بیاندیشند که تاکنون یکنفر از افرادی که با ایشان(برادران کرمی) کار کرده اند کوچکترین گله ای از این آقایان نداشته اند واگر تک تک شما عزیزان پای صحبت نزدیکان ایشان بنشینید به غیر از خوبی نخواهید شنید ، این خود بزرگترین گواه بر درستکرداری ایشان است.بنده نیز با توجه به شناخت دقیقی که از نجابت،اصالت ،تعهد و تخصص این دو بزرگوار دارم از اینکه در جوارشان میتوانم خدمتی انجام دهم از خداوند سپاسگزارم و به خود میبالم.و اینرا هم به صراحت میگویم که اگر کسی انتقادی به  ایشان دارد به احتمال بسیار زیاد باید دنبال مشکلی در درون خود بگردد.البته ناگفته نماند که بعضی دوستان نجابت به خرج دادن ایشان را گاهی تعبیر بر عدم مدیریت میکنند که قضاوتی است نادرست.برای مثال بعضی دوستان بعضی جابجایی ها را با نظر شخصی مدیریت مجتمع و نه مصلحت شرکت مرتبط میدانند.که به هیچ وجه چنین نیست.اولا این دوستان فضای قبلی مدیریت مجتمع در ذهنشان است و اینگونه میپندارند که بدلائل شخصی براحتی میشود کسی را از پستش جدا کرد. و ثانیا آیا این همکاران به این مسئله فکر نکردند که اگر نجابت و خداترسی مدیریت جدید مجتمع نبود اولین مدیری که میبایست برکنار میشد همان مدیری بود که با کمال بی احترامی و به ناحق از سوی اسدی جایگزین مهندس کرمی شد؟؟به خدا باید بخاطر تک تک قضاوت ها و حرفهایمان در آن دنیا پاسخ گو باشیم.پس بهتر است یا نگوییم و یا با مطالعه ابراز نظر کنیم.

خبر سوم در مورد صندوق بازنشستگی است.آقای بحرینی که در مجموعه میدوک تاکنون مشغول خدمت بوده اند بعنوان مدیرعامل صندوق بازنشستگی شرکت ملی صنایع مس ایران منصوب گردیدند.

خبر دیگر هم در مورد خاتون آباد و معرفی یکی از سرپرستان امور مهندسی بجای آقای عبدی رییس تعمیرات و نگهداری ذوب خاتون آباد است.ناگفته نماند که آقای عبدی در مدت خدمتش در خاتون آباد و در کنار آقای مهندس کرمی مدیر وقت آنجا  زحمات بسیاری را متحمل گردید و این جابجایی احتمالا با نظر خود ایشان صورت پذیرفته است.طبق اطلاعات واصله مهندس عبدی مدتهاست که از مسئولین شرکت تقاضای جابجایی میکرد.احتمالا هم سلیقگی بیش از حد ایشان با مدیریت خاتون آباد اسباب این تقاضا را فراهم میکرد.(چه خوب بود مصالح شخصی خود را بر مصالح شرکت ترجیح نمیدادیم) قطعا در این مورد بدلیل سابقه مدیریتی مدیریت مجتمع در خاتون آباد، نمیتوان زود قضاوت کرد و حتما مهندس کرمی اشراف کامل به مشکلات و مسائل دارند.اما چیزی که غیر قابل چشم پوشی است آنست که فردی مانند عبدی که سالها با هزینه شرکت و زحمت خودش تجارب مهم و غیر قابل دست یافتنی را بدست آورده است آیا نباید بیشتر از این بها داده میشد.؟ البته آقای مهندس داوری با اشراف به همین مهم فورا حکم ایشان را بعنوان مشاور خود امضا کردند و قطعا از ایشان در جایی دیگر استفاده خواهند کرد.البته اگر از پرسنل ایشان هم افرادی از اطریق ایمیل بنده را در جریان ریز مسائل قرار دهند قطعا در مطالب بعدی استفاده خواهد شد.

خبر دیگر در مورد جابجایی فیزیکی امور پرسنلی قدیم از ساختمان فعلی به سوله ای در کنار آموزش است.بر اساس اخبار واصله این جابجایی با مقاومتهایی از سوی برخی پرسنل به همراه بوده است.قطعا مدیریت منابع انسانی از این به بعد بصورت متمرکزتری میتوانند ایفای نقش نمایند.

خبر آخر آنکه احتمال انتقال آقای رییسی به امور فروش بسیار قوت گرفت.ایشان که از ابتدا از پرسنل امور حراست بودند و بدلیل روابط عمومی خوبشان توسط مدیرعامل سابق به سمت مسئولیت دفتر ایشان منصوب گردیدند یکی از چهره های دوست داشتنی و خوش برخورد شرکت هستند که قطعا یاری خدا و به تعبیر بعضی افراد ،شانس نیز با ایشان یار بوده است و با سابقه کوتاه کاریشان احتمالا در این پست مهم مشغول بکار خواهند شد.

خب عزیزان اینهم از اخبار موثق و نیمه موثق!امیدوارم در هفته پیش رو همه ما گامهای مثبتی در جهت اهداف ملی که همانا چیزی به غیر از تولید 350 هزار تن مس نیست برداریم تا هر یک از ما در پایان هفته از خود کارنامه درخشانی در پیشگاه باریتعالی بجای بگذاریم.همه ما دست در دست یکدیگر میتوانیم معجزه ای دیگر در صنعت مملکتمان خلق کنیم.پس مبادا دریغ!

ضمنا از همکاران تقاضا دارم با توجه به اخبار واصله در خصوص شکل گیری یکی از تعاونیها و تعیین حقوق پانصد هزار تومانی برای هیئت مدیره آن که از پرسنل شرکت هستند ،چنانچه اطلاعات مستندی در اختیار دارند آنرا جهت اطلاع رسانی به مربوطین امر ارسال نمایند.آئرس ایمیل نیز همانطور که در سایت آمده است همان آدرس imidro@gmail.com میباشد.

اینهم جمله امروز:

وقتي به اشتباه هدايت شويم، اراده ي انساني ما دچار خطا مي شود، اما اگر خرد ما هادي ما باشد، اراده ي انساني با اراده ي الهي هماهنگ مي شود. غالباً برنامه ي حضرت حق با كشمكش هاي زندگي انسان دچار ابهام مي شود، و به اين ترتيب ما از هدايت دروني خود كه ما را از منجلاب بدبختي رهايي مي بخشد غافل مي شويم.

 

ضمنا قابل توجه دوستان است که احتمالا هفته پیش روی هفته پرخبری خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 16:16  توسط همکار  | 

انتصابهای دست پایین در خاتون آباد

اگه اشتباه نکنم پیرو انتقال رییس عملیات خاتون آباد به خدمات مدیریتی آقای دهشیری بعنوان رییس عملیات ذوب خاتون آباد و آقای دهقان نیری به عنوان رییس کنترل فرآیند معرفی گردیدند.

ضمنا حق نیست که وقتی بنده دوکلمه حرف منصفانه بزنم توسط بعضی دوستان به "پاچه خواری" محکوم بشم.البته من از این مسئله به هیچ عنوان ناراحت نیستم بلکه ناراحتی من از تحلیل غلط بعضی دوستان از وقایع جاری شرکته!باز هم تکرار میکنم که اگر جناب مدیر عامل افرادی را از بیرون مجموعه به مدیریت واحدها منصوب مینمود و هرکس هم کوچکترین حرفی میزد را درنطفه خفه میکردند آنگاه من و شما قدر چنین فضایی را میدانستیم.عزیز انتقاد کننده نیمه پر آن لیوان را فراموش نکنید واینرا هم بدانید که به همان قسم کبیره ای که قبلا یاد کردم بنده را کسی نمیشناسد و نخواهد شناخت پس فرقی به حال من نمیکنه که بخواهم بخاطرش خودشیرینی کنم.اینها که گفتم اعتقاد قلبی بنده هست.و باز هم تکرار میکنم که مدیریت محترم عامل و آقایان کرمی و کلا چیدمان فعلی پستهای مدیریتی به جز یکی دونفراز افرادیست که با تخصص و تعهدشان دلسوزترین مدیران در دهه های گذشته هستند..اما منکر این هم نیستم این آقایان هم امکان اشتباه بدلیل نداشتن بعضی اطلاعات ریز در سیستم را دارند.ویکی از دلائل تاسیس این وبلاگ هم همین است .یعنی طرح مسائلی که ایشان بتوانند غیر مستقیم در جریان بعضی مسائل درون واحدی قرار گیرند.

متاسفانه در این زمانه از نجابت افراد سوء تعبیر میشود.نمونه بارز آن مهندس کرمی مدیریت مجتمع.اگر شخصی جای ایشان منتصب میشد که همه از او وحشت داشتند و او هم شروع به تصفیه جدی در سیستم بر مبنای دل خود میکرد امروز همه میگفتیم عجب مدیر قدریست.اما وقتی که ایشان با نجابت و اصالت خاص خود به آرامی عمل میکنند و سعی بر پایمال نشدن حقوق معنوی افراد دارند.آنگاه من و شما تعبیر بر ناتوانی ایشان میکنیم.بیایید قدری منصف باشید.بد بودن بسیار راحت و آیانتر از خوب بودن است.اما فردی مانند مهندس کرمی ذاتا نمیتواند بد باشد و انسانی سفاک.پس بیایید بدون هیچ چشمداشتی وظیفه خود بدانیم که همه با هم گامی در جهت بهبود وضع موجود برداریم و بجای انتقادهای بی پایه و اساس هر یک بازویی توانا برای ایشان و سیستم مدیریتی شرکت باشیم.در پایان به مثالی اکتفا میکنم که همه با آن مواجه شدیم.اگر ودیری داشتیم که وقتی احضارمان میکرد بدنمان میلرزید همیشه پشت سرش میگوییم فلانی عجب مدیر توانایی است.در مقابل اگر مدیری داشته ایم که دو سه بار باید آیفون بزند تا ما خدمتشان برسیم!آنوقت میگوییم فلانی بی عرضه هست و ناکارآمد!!حال بدون آنکه عملکرد ایندو را مقایسه کنیم و به نظر من مدیر اول فقط یک شانتاژ کار است.البته این نوع تفکر یک رگه منطقی دارد وآن اینکه چون معمولا مدیران ناکارآمد سختگیر نبوده اند وبالعکس مدیران توانا بدلیل اشراف بر مسائل سخگیر بوده اند پس ما این مورد را به همه انسانها و مدیران تعمیم میدهیم و این در حالیست که هستند افرادی که به مجموعه اشراف کافی دارند اما انسانهای متینی هستند و رفتارشان همراه با انسانیت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 20:49  توسط همکار  | 

یک انتصاب!

اینهم خبری برای پایان وقت امروز:

و اون اینکه آقای مهندس نوبری به افتخار بازنشستگی نائل نیومدند!! ولی به افتخاری نه چندان کمتر بلکه بیشتر نائل آمدند.ایشان به سمت مشاور مدیرعامل در تولید (یهره برداری) منصوب گریدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 15:47  توسط همکار  | 

پرواز آزادی!!

فردا پرواز تهران کرمان زیبا ترین و رمانتیک ترین پرواز برای یکی از مدیران شرکت است(البته اگر دوباره خلبان قهر نکنه و هواپیما سقوط!!) .پرواز آزادی!؟آزادی از سالها زندگی در سرچشمه.آزادی از هوای چندش آور سرچشمه.آزادی از محرومیتهای خاص سرچشمه.اهم از محرومیت فرهنگی.محرومیت اجتماعی و....ومحرومیت از تمامی آنچه یک انسان در بهترین سالهای عمرش میتواند داشته باشد اما بدلیل کار در سرچشمه ندارد.ایشان از این پس میتوانند عصرها که از کار روزانه فارغ میشوند در خیابان های تهران قدم بزنند بدون آنکه مجبور به دیدن همان افرادی باشند که از صبح در محل کار بوده اند.البته ناگفته نماند که ایشان با تهران رفتن از یکی از امتیازات بزرگ زندگیشون محروم خواهند شد و آن هم محرومیت خرید از "فوق سوپرمارکت" ساردینی!!.البته به مرور زمان اینهم یادشان خواهد رفت.دیگر لازم نیست این مدیر عزیز هفته ای دوبار با هواپیما مسافرت کنند و غم دوری خانواده را تحمل!!ایشان میتوانند در خانه زیبایی که از طریق تعاونی تهران خریداری نموده اند آنهم در یکی از طبقات بالا که از دود و صدا هم بدور است زندگی نمایند و با خیالی آسوده که حاصل چندین سال کار است به گذشته تلخی که گذرانده اند فکر کنند وخدا را شاکر باشند که بالاخره با این حقوق اندک توانسته اند در پایتخت اسقرار حاصل کرده و در کنار خانواده روزگار را سپری!!گذشته تلخی که برای خیلی ها حال و آینده است که چیزی نیست به جز زندگی در سرچشمه وخرید از ساردینی عزیز و تفریح در شهر بازی و خوردن پیتزاهایی که از چرک دست سازنده آن دیگر نیازی به پنیر پیتزا ندارند.!!البته محل کار این عزیز چندین سال بود که رفسنجان بود و عصرها به سرچشمه مشرف میشدند .ولی کمربندی رفسنجان هم کم از سرچشمه نیست.

خب از شوخی که بگذریم برویم سراغ اصل خبر :

فردا صبح معاونت محترم اقتصادی به همراه چند تن از مدیران زیر مجموعه برای ادای پاره ای انتصابات وابلاغات! به سرچشمه تشریف فرما میشوند.از قرار معلوم مدیران ارشد به این نتیجه رسیده اند که مانند گذشته بازرگانی برای خود اموری مستقل باشد و جناب آقای زمانی نیز به مدیریت آن منتصب گردند.خودمونیم امور بازرگانی و قراردادها دیگه چه صیغه ای بود؟!!؟؟

آقای زمانی تاکنون مدیریت امور مالی را به عهده داشتند که به حق هم میتوان گفت بازوی سمت راست معاونت قبلی اداری مالی بودند و تحول عظیمی هم در این امور ایجاد نمودند.

به هر حال از فردا این تغییرات توسط معاونت محترم اقتصادی جناب میرسعیدی به واحدها ابلاغ خواهد شد و امور حقوقی قراردادها نیز کما فی السابق با مدیریت فعلی به کار خود ادامه خواهد داد.قطعا سازمان مصوب نیز متعاقبا ابلاغ خواهد شد.

خب امیدوارم زیاد معطلتون نکرده باشم.آخه تا صحت خبر را پیگیری کردم قدری طول کشید.والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 23:3  توسط همکار  | 

انتصاب در خدمات مدیریتی

طی حکمی از سوی آقای مهندس کرمی آقای حسن علیپور به مدیریت خدمات مدیریتی منصوب شدند.

 اینقدر انتصابها در این روزها سریع صورت میگیره که تاکه میام یک نفسی بکشم و مطلبی در مورد انتصاب قبلی بنویسم (البته با کمک ایمیلهای ارسالی شما) انتصاب بعدی رخ میده.تا حالا تعداد ایمیلهایی که در مورد انتصابات دریافت کردم تعدادشون از ایمیلهای شما خوانندگان خیلی کمتر نبوده.البته این طبیعیه.به هر حال هر مدیریتی چیدمان نیروها را آنچنان در نظر میگیره که بتونه بهترین کار را ارائه کنه.خصوصا انتصاب اخیر آقای مهندس علی پور توسط مهندس کرمی قطعا با شناختی بوده که ایشان در زمان مدیریتشون در خاتون آباد داشتند.اللهٌ اعلم.
قطعا در این زمان بعضی از همکاران به خودشون این حق رو میدن که پستهایی را حق خود بدانند و خود را در قیاس بهتر از کسانی میبینند که به سمتهایی مدیریتی منصوب شدند.و شاید هم این نظر کاملا درست باشه .؟!اما آیا به تعداد افراد با صلاحیت در شرکت مس پست مدیریتی وجود داره؟ پس شاید قدری شانس و اقبال و قطعا خواست خداوند هم در ماجرا دخیل باشد.اگر ما دلسوز شرکت و تولیدش هستیم باید در هر پستی که هستیم خدمت کنیم.ولی اگر دلسوز خودمان هستیم بنابراین شرکت هم در قبال این موضوع تعهدی نسبت به ما ندارد.ولی این قطعیست که بالاخره نوبت تمام افراد با کفایت خواهد رسید.ولی اینرا هم میدانم که اگر هدف فقط پست سازمانی باشد آنگاه رکود عجیبی در کیفیت کارها پیش خواهد آمد.انسان همیشه با صبر همه خواسته های به حقش را بدست خواهد آورد.والله مع الصابرین.و یک نکته را هم نباید فراموش کرد که از دید افراد بیرون سازمان شرکت مس سفره ایست که برای میهمانانش بسیار پر بار است که نمیدانند از کدامیک بخورند.بالطبع افراد زیادی بیخبر از عدم وجود چنین چیزی دوست دارند بر سر سفره بنشینند. ومسلما از هر چند نفر یکیشان یک پارتی کلفت هم دارد.خب چه کسی باید فشار این پارتی های عزیز که معمولا قدرتمند هم هستند را تحمل کند.مطمئنا منو وشما و مدیر پرسنلی و غیره نیستیم که متحمل این فشار میشویم.معمولا این فشارها بر راس هر سازمان وارد میاید. و تازه نکته جالب آنست که این قدرتمندان علاوه بر فرستادن مهمانی برای این سفره علاقمندند که پوزیشن این عزیز ناخوانده بر سر سفره را نیز خود تعیین کنند که عمدتا این پوزیشنها از رده مدیر وبه بالاست!!پس همینکه مدیریت عامل و مجتمع تاکنون از این حق پرسنل دفاع کرده اند و نگذاشته اند تغییراتی صورت گیرد که افرادی از بیرون مجموعه بر سر پستهای اجرایی شرکت تکیه زنند ، جای تقدیر دارد.همیشه نباید شرائط را با ایده آلمان بسنجیم.بلکه باید شرائط موجود را با آنچه میتوانست اتفاق افتد هم بسنجیم و بعد قضاوت کنیم. باید نیمه پر لیوان را نیز دید.همه ما میدانیم که براحتی میتوانست چنین اتفاقاتی صورت گیرد و مدیران ارشد پیش چشم بعضی افراد مهم!عزیزتر هم بشوند.
شاید نوشته های من باعث شود تعدادی از همکاران چنین تصور کنند که من قصد دفاع بی منطق از مدیریت فعلی را دارم اما هرگز چنین نیست.اکنون وقت انتقاد نیست.اکنون زمان انتصابات مورد دلخواه مدیریت جدید عامل ومجتمع است و از این پس تقریبا بخش عمده ای از نیروها چیده شده اند.و باید فرصت داد تا تیم جدید کارش را شروع کند و پس از مدت کوتاهی که مدیران جدید کاملا فضای مدیریتیشان را بدست گرفتند باید انتظار بهینه سازی سیستم را ازایشان داشت.وآنگاه است که انتقادهای سازنده اینجا برای افراد منطقی میتواند کار ساز باشد.ومطمئنا بنده در صف اول منتقدین خواهم بود.من بدلیل قولی که داده ام از یکسو و خواسته قلبی خودم از سوی دیگر باید تا زمانی که از مس حقوق میگیرم ناشناس بمانم .اما این را قول میدهم که بزودی از شرکت خواهم رفت و آنوقت خود را معرفی میکنم.درآن زمان شاید حرفهایم را بهتر بپذیرید وقتی که ببینید مشکلات من شاید از خیلی شما عزیزان بیشتر بوده است و همچنین گله هایم از مجموعه.و وابستگی هم نداشتم وتنها وابستگی من خود شرکت مس است ومصالحش و لاغیر.اما انصاف را هم نباید کنار گذاشت.
در جواب دوستی هم که از بنده خواسته بودن که نظرات عزیزان را به اطلاع مدیران شرکت برسانم باید عرض کنم که شما مطمئن باشید که تنها مدیرانی به اینجا سر نمیزنند و نظرات شما و مطالب را نمیخوانند که کار کردن با کامپیوتر را بلد نیستند که چنین موردی هم در شرکت نایاب است.به لطف این کارتابل های جدید فعلا تمامی مدیران با کامپیوتر سروکار دارند و شما از این بابت اطمینان خاطر داشته باشید..بنده نیز سعی میکنم مطالب را دسته بندی کنم و مطالب و نظرات مربوط به هر واحد را که میشود مورد استفاده قرار گیرد را از طریقی به دستشان خواهم رساند.البته باز هم ناشناس.!
ضمنا نمیدونم چرا همش دلم میخواد راجع به آقای میرافضلی رییس روابط عمومی بنویسم!!! و اینم نمیدونم که چرا همش دلم میخواد بهشون تبریک بگم؟!؟
نمیدونم شاید جشن تولد ایشانه یا خدا بهشون کوچولویی داده؟؟نه فکر نمیکنم.ولی اینو میدونم که ایشان یک انسان به تمام معنا هستند.اینو من نمیگم.همه اطرافیانشون میگن.یکی از شاخص ترین صفات ایشون آزاده بودنشون هست.باور کنید.شاید ایشون جزو محدود کسانی باشند که به شهادت همکارانشون، پس از رفتن آقای موسوی پست رییسی را به اصرار مافوق و خواهش زیر مجموعه روابط عمومی قبول کردند. واز این موضوع هم هیچ خوشحال نشدند.زیرا ایشون اهل ادب و قلم هستند و گوشه ای را بدور از دغدغه های رایج روسا ترجیح میدادند تا یک پست بالاتر .آشنایی بنده نسبت به ایشون با خواندن چند مقاله و شعر و دو جلد کتاب از ایشان بوجود آمد.و بقیه نوشته هایم نیز برپایه همین پیش شناخت و ایمیلهای متعدد همکارانشان در رابطه با ایشان بوده است. خب چه بهانه ای از این بهتر برای تبریک گفتن وقتی فردی اینگونه مورد قضاوت قرار میگیره؟!؟نظر شما چیه؟شما نمیخواهید همینطوری به ایشون تبریک بگین؟؟!؟؟!؟ و یا به همون دلیلی که من گفتم.؟راستی دلیل من برای تبریک گفتن چی بود؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 16:43  توسط همکار  | 

انتصاب در مالی تهران و فروش

طی حکمی آقایان مهندس رحمتی به سمت مدیر فروش و آقای مهندس مجدفر به سمت مدیر امورمالی تهران برگزیده شدند.اگر همکاران به یادداشت سه شنبه هفته گذشته بنده توجه کنید از لغات رحمت و رحیم به همین دلیل استفاده شده بود.اگه یادتون باشه شایعه آقای رحیمی برای مدیر فروش بود که بدلایلی آقای رحمتی به این سمت برگزیده شدند.!!

بنده به نوبه خود برای این دوعزیز آرزوی موفقیت و سرفرازی دارم.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 8:5  توسط همکار  | 

خبری باور نکردنی؟؟ هزینه های شیرین پزشکی!!

وبلاگ ایمیلهای شما بروز شد www.nicic.blogfa.com

 

وقتی که داشت باهام حرف میزد انگار توی این دنیا نبودم.نه اینکه خبر ناراحت کننده یا خوشحال کننده باشه بلکه نفس خبر باور نکردنی بود.از تعجب داشت چشام از حدقه بیرون میزد.اول ازهمه اینو بگم که خبر رو نمیتونم اینجا بازگو کنم چون خودتون در زمان اتفاقش متوجه خواهید شد که چرا مطرح کردنش در اینجا امکانپذیر نبود.ولی دوستان در آینده ای نه چندان دور و شاید بسیار نزدیک شاهد اتفاقی خواهید بود که در نوع خود بینظیره!!!اتفاق افتادن این خبر پیامهای بسیاری در بر داره چه مثبت و چه منفی و من هم بهتره که بیشتر از این راجع بهش صحبت نکنم تا ببینیم خدا چه میخواهد.فقط اینو بدونین که حتی یکنفر در شرکت هم از آن اطلاع ندارد.اینو بدان جهت گفتم که برای دانستنش تلاش نکنید و بگذارید در زمانش همه چیز را متوجه خواهید شد.فقط همه ما همیشه و خصوصا هنگام نماز باید از خداوند متعال بخواهیم که خدایا آنچه را برایمان پیش آور که خیر و صلاح ما در اوست.

خب وقتی نظرات را میخواندم متوجه مطلبی شدم که تا کنون خیلی مورد بحث عزیزان قرار گرفته است و بهتر دیدم چند کلمه ای هم بنده بنویسم.

بله من هم مثل خیلی از شما میدانم که به شرکت مس از بابت هزینه های درمانی تا کنون ظلم زیادی تحمیل شده.حال از هزینه های دروغین بعضی گرفته تا هزینه های هنگفت بی دلیل بعضی از پیمانکاران خصوصا در زمینه دندانپزشکی که با سوء استفاده از امتیازی که شرکت برای کارمندانش قائل شده است فشار ریالی زیادی را به مجموعه تحمیل میکنند.خب همه ما میدانیم که نظارت بر این قبیل امور از وظائف اصلی امور نظارت است که تحت نظر حوزه معاونت اداری و مالی فعالیت مینماید.شاید یکی از کمبودهایی که در دوران دکتر ملاحسینی به خوبی احساس میشد و آن اینکه از آنجایی که ایشان از پرسنل شرکت ملی صنایع مس ایران نبودند لذا نسبت به بسیاری از موارد از این دست کاملا بیگانه بودند و علاقه ای هم برای رفع چنین ایراداتی نشان نمیدادند و هر وقت هم که موردی مطرح میشد ایشان میفرمودند :بنده از دانشگاه حقوق میگیرم و.....که در جلسه معارفه مدیرعامل نیز به این نکته اشاره کردند.آقای دکتر عکس معاونت فعلی تمام وقت خود را صرف مسائل مالی و نه اداری مبنمودند و در نتیجه بعضی افراد هم در این میان از آب گل آلود ماهی صید مینمودند!!!!

وقتی یکی از معتمدین شرکت که اصولا حقوق دریافتی وی بدلیل حفاظت از منافع شرکت در شاخه ........ است به مشتری خود میگفت:چقدر برایتان بنویسم(ریال)؟ و بعد از آنکه مشتری چیزی نگفت خود رقمی را نوشت و گفت X ریال نوشتم که از این مقدار y درصد شرکت کم میکند و بقیه را به شما میدهد و شما بیست درصدش را بردار و مابقی را به دفتر(خود فرد معتمد) بدهید!!!! خب تکلیف افراد دیگری که هیچ بدهکاری معنوی هم به شرکت ندارند معلوم است.

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود              رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

خب اگه من و شما در درجه اول خودمان رعایت نکنیم و در درجه دوم دیگران را وادار به رعایت این مسائل!!روزی خواهد رسید که همین بیمه هم قطع خواهد شد.به جرات میتوان گفت بیمه درمانی شرکت مس درنوع خود در سطح دنیا بینظیر است.در کشورهای غربی هم که هزینه های درمان گاها کمتر است بدان دلیل است که بخش عمده ای از حقوق افراد به اسم مالیات کسر میگرددو اینگونه خدمات را ارزانتر ارائه میکنند و یا بیمه بهتری ارائه میکنند.پس همه با هم باید نگذاریم حقوقمان توسط گروهی سودجو تضیع شود.

یکی دیگر از معضلات دندانپزشکی هم که برای همه روشنه توجه به درجات افراد است.حالا دیگه بیرونی ها هم میدانند که هر که با لباس روشنتر رفت باید راضیتر بیرون آید.بهتر بگویم.اگر شما با لباس قهوه ای به کلینیک دندانپزشکی تشریف ببرید اولا که باید مدت زیادی بشینید و بعد هم که نوبتتان شد خدماتی را بابت درمان یک دندان به شما ارائه میدهند که مشابه همان را برای یک فرد با لباس طوسی و ترجیحا از نوع روشن!! با کیفیتی بسیار بالاتر ارائه خواهند داد. ودر نتیجه اگر فرد دوم پس از 10 سال نیاز به بازدرمانی آن دندان پیدا کند فرد اول در سه ماه آینده قطعا از درد همان دندان بازگشتی تلخ خواهند داشت!!

ناگفته نماند که کلیه پزشکان کلینیک تخصصی هر یک در رشته خود تخصص گرفته اند.به زبان ساده تر شما اگر به مطب یک دندانپزشک مراجعه کنید ایشان از عصب کشی گرفته تا ارتودنسی را یک تنه و ظرف چند جلسه براتون انجام میده.به ایشان میگویند دندانپزشک عمومی.اما اگر همین دندانپزشک ادامه تحصیل بدهد و بطور اختصاصی در یکی از رشته های تخصصی مانند درمان ریشه و یا ترمیم و غیره فارغ اتحصیل شود آنگاه به وی متخصص دندانپزشکی در رشته مثلا ترمیم اتلاق میشود.که در کلینیک دندانپزشکی هم همین دوستان متخصص تشریف دارند .و برای همین هم قیمتها آنچنانی است.ولی مشکلی که این وسط هست و اون اینکه اگر هم تخصصی دارند برای درمان دندان من و شما ازش استفاده ای نمیکنند و همان خدماتی را ارائه میکنند که یک دندانپزشک عمومی ارائه میدهد.واین جای تاسف است.تازه خانومی هم که اونجا هماهنگی ها را انجام میدهند همیشه میگوید از دکتر .....خواهش کردیم که دو روز در هفته بیان سرچشمه ولی ایشون با کلی اصرار هنوز قبول نکردن ولی احتمالا از هفته دیگه تشریف میارن.!!!واتفاقا هفته بعد میبینید که آقای دکتر تشریف آوردن.من نمیدونم چطوره که تمام مردم دنیا منتظر فرصتی برای ارائه صدقاتشون به ما شرکت مسی ها هستند؟!؟!؟!؟

بعد از مدتی پس از درمان دندان هم با شخص تماس میگیرند که دفترتان را برای تسویه حساب بیاورید و وقتی مراجعه میکند میبیند درمان دو دندان بمبلغ یک میلیون تومان آب خورده که از این مبلغ 90 درصدش را شرکت میپردازد و میماند 100000 تومان دیگر که 60درصد هم خود حکیم مس تخفیف میدهد وجمعا از وی 40000 تومان میگیرند و او که اول با مبلغ یک میلیون تومان مواجه شده بود و در آخر میبیند فقط باید 40 هزار تومان بپردازد از خوشحالی بال در میآورد ودیگر به این نکته توجه نمیکند که در یک قلم نهصد هزار تومان برای یک کاری که در بیرون از سرچشمه با 200 تا 300 هزار تومان به بهترین نحو انجام میشد به شرکت هزینه تحمیل شده است و در این میان آنکس که از همه راضیتر است پیمانکاری بنام حکیم مس است که در راه رضای خدا و از جیبش برای تمام هزینه های بیمارانش 60% سهم مشتری را هم تخفیف میدهد و فقط ثوابش را میبرد.این عزیزان پول برایشان چرک کف دست است و فقط خدمت خلق را پیشه کرده اند.!!!

از طرفی اونایی هم که بیمه تامین اجتماعی دارن هم که کلا باید بیمه شونو بذارن دم کوزه و آبشو بخورن.چون شما وقتی یک نسخه را بطور آزاد تهیه میکنید باید مثلا 5000 تومان بپردازید اما همان نسخه وقتی توی دفتر بیمه تامین اجتماعی نوشته میشه اونوقت وقتی میرید داروخانه باید 5250 تومان بپردازید؟!؟ و وقتی دلیلش را میپرسید به شما میگویند: خب پنج تا دارو داشتید که هیچ کدومش شامل بیمه نمیشد و آزاد براتون حساب کردم که میشه 5000 تومان بعلاوه 250 تومان هم حق فنی داروخانه برای بیمه تون که جمعا میکنه بعبارتی 5250 تومان قابل هم نداره!!!!

کسی از اصحاب درمان برای این دوستان تره هم خورد نمیکند.زیرا منافعی عاید نمیکنند.شاید شما هم بدانید که  برای حفظ ظاهر هم که شده درمانگاه مجبور به درمان یکنفر در هفته و قبول کردن بیمه تامین اجتماعی وی است.یعنی هفته ای یکنفر از اینگونه بیمه شدگان میتواند با استفاده از دفترش با مواد دست چهارم و پنجم در درمانگاه درمان شود.حال خودتان حساب کنید و ببینید که با وجود اینچنین بیمه شوندگانی که از روستاهای اطراف و پاریز و .....که شبها در صف دندانپزشکی میخوابند تا آن یک سهمیه را تصاحب کنند آنوقت دیگر جایی برای کارمند مس میماند یا خیر؟

دیگه عینک و داروهای تقریبا خاص(معمولا همه داروها خاص هستند) و بقیه هم که کلا شامل این نوع بیمه نمیشوند بماند.بله اگر ملاحسینی خودش به این مشکلات گرفتار شده بود و دردش را میدانست آنگاه دستور نمیداد که یکدسته از مستخدمین شرکت بیمه شان از نوع بیمه تامین اجتماعی باشد!!

خب همه اینها را نوشتم که درآخر بگویم که تعهد کمتر از تخصص نیست که لازمه یک مستخدم در هر سیستم است.بیایید همه مان دست به دست هم بدهیم و با تخصصی که داریم حافظ منافع شرکت که نتیجه آن حفاظت از منافع خودمان و ملتمان است، باشیم.

وبالاخره جمله امروز:

      تنها راه رسيدن به رهايي، وفاداري محض نسبت به خداوند است. سرانجام يك روز اين رؤياي زندگي از شما گرفته خواهد شد و تنها چيز واقعي، عشق به خدا است كه ماندگار است و ديگر هيچ، همه ي زندگي، رؤيايي فريبنده است. از اين رؤيا بگريزيد. من هر لحظه ضرورت اين گريز را بيشتر حس مي كنم. از آنجا كه معنويات، زندگي ام را در بر گرفته به خدا مي گويم:ً بارالها من فقط براي تو كار مي كنم. و در اين جا است كه در درون آن سرور شگفت انگيز حضرت حق را احساس مي كنم.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 23:44  توسط همکار  | 

خبری که نیست پس اینهم جمله امروز

بگذار زشتي بي مهري ديگران مرا در جهت مهرباني و زيبايي رهنما باشد. چه بسياري از سخنان ناخوشايند همراهان من موجب مي شود كه همواره از واژهاي شيرين استفاده كنم. اگر اذهان بد مرا سنگسار كنند، بگذار در پاسخ به آنها گل هاي حسن نيت نثارشان كنم.

      همانطور كه درخت ياس گل هايش را بر دستاني فرو مي ريزد كه تيشه به ريشه اش مي زند، بگذار بر آنهايي كه با من رفتاري خصومت آميز دارند، شكوفه هاي بخشش فرو ريزم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 15:46  توسط همکار 

انتصاب در معدن

یک خبر جدید برای معدنیهای عزیز:
در آخرین دقایق آخرین روز کاری هفته جاری به پیشنهاد مهندس داوری و تایید مهندس کرمی مدیریت مجتمع آقای مهندس ایران نژاد به سمت مدیریت معدن منصوب شدند.بنده بدلیل نداشتن اطلاعات کاری از ایشان قادر به نظر دادن نیستم.اما دوستانی که با ایشان روزگار گذراندن میتونن نظراتشونو منعکس کنند.خصوصا همکاران معدن که افتخار همکاری با ایشون نصیبشون شده !!

دیگه اینکه:

همکاران محترم بالاخره با تلاش فراوان تونستم حدود 120 نظر را از پستهای قبلی که توسط اون طفل شیر...!!!! از بین رفته بودن رو بازگردونم.فکر هم میکنم این سه پست نظرات بیشتری نسبت به بقیه به خود اختصاص داده بودن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 17:48  توسط همکار  | 

بخش نظرات بروز شد www.nicic.blogfa.com

      بهترين راه دعا كردن اين است: ً الهي با آگاهي از ذات خود شادي را در وجودم جاري كن. الهي از همه ي آرزوهاي دنيايي رهايم كن، ومهم تر اين كه سرورت را كه جاوداني تر از شادماني و غم تجربه هاي زندگي است به من ارزاني دار.

 

خب بعد از اين جمله كه قولشو داده بودم و از اين به بعد در هر پست خواهيد ديد  لازم ميدونم يك خبر نسبتا داغ را به اطلاعتون برسونم.مديريت معدن ، آقاي مهندس شريفيان به مديريت مجتمع مس ميدوك تغيير سمت دادند.تاكنون مديريت اين مجتمع به عهده مهندس نوبري بود.

خب اين گو و اين ميدان براي دوستاني كه ادعا ميكردند كه ميتوانند مديريت معدن را به يك مديريت علمي تبديل كنند.آكاهان معتقدند يكي از موارد مهمي كه شخص مديريت عامل براي انتخاب مديريت جديد معدن در نظر دارند توانايي بالاي فكري وعلمي است.اميدوارم پرسنل محترم معدن نظراتشون را در خصوص اين انتخاب بطور عادلانه بيان نمايند.

بنده نیز برای هر دوی این عزیزان آرزوی موفقیت دارم

 

یک خبر وحشتناک:

 

يک فروند هواپيمای ترابری سی - ۱۳۰ ارتش ايران دقايقی پس از بلند شدن از باند فرودگاه مهرآباد در غرب تهران ظاهراً به دليل مشکلات فنی اقدام به بازگشت و فرود در فرودگاه کرد اما برخورد هواپيما با ساختمانی ده طبقه در شهرک توحيد واقع در منطقه يافت آباد در جنوب غرب تهران باعث آتش گرفتن آن شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 14:50  توسط همکار  | 

انتصاب احتمالی در فروش

به گزارش منابع آگاه حکم مدیریت جدید فروش آماده برای امضا است.فرد منتخب که بدلیل حفظ حریم ایشان در صورت تغییر احتمالی(احتمال بسیار ضعیف) در تصمیمات متخذه ،فعلا نامش بیان نمیشود انسانی بسیار با تجربه و چهره ای شاخص چه بلحاظ تجربه و چه بلحاظ سواد در بین همکاران است.در صورت انتصاب ایشان بدین سمت بنده از صمیم قلب برایشان آرزوی موفقیت میکنم.

توضیح: فروش قطعا روزهای خوشی در پیش دارد زیرا همه صحبتها حول مدیریتش از رحمت و رحیم !!سرچشمه گرفته است که از صفات خداست وبنده این را به فال نیک میگیرم.!

ضمنا از همکاران محترمی که قصد فرستادن ایمیل در خصوص مشکلات درون واحدی خود دارند خواهش میکنم برای جلوگیری از سوء تفاهمات احتمالی تا حد ممکن به اسامی و عناوین مستقیما اشاره نکنند تا بتوان در فضایی مسالمت آمیز مشکلات را جهت بررسی صاحب نظران مطرح نمود.

 

اینهم شعر ارسالی از یک خواننده کم صبر:

صلا از ما چه مي جوئي كه مستان را صلا گفتيم
به دور نرگس مستت سلامــت را دعـــا گفتيــــم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 12:49  توسط همکار  | 

مشکل امنیتی وبلاگ بطور کامل برطرف شد!

عزیزان با توجه به دو مورد حادثه ای که برای وبلاگ پیشامد کرد وخصوصا نوبت دوم که دزد گرامی در زمان طفولیت از شیر بسیار پاک و مطهری(احتمالا پاستوریزه که منشا آن گاو است) استفاده کرده بودند و همین مهم باعث شد که رمز موفقیت خود را در دست درازی به وبلاگ دیگران ببینند و تمامی مطالب وبلاگ بهمراه نظرات شما همکاران محترم را پاک نماید ، بنده نیز برای جلوگیری از بوجود آمدن مسائل مشابه و همچنین حفاظت از امنیت وبلاگ و پاسداری از اطلاعات و نظرات شما عزیزان تمهیداتی در نظر گرفتم که شما را در جریان بخشی از آنها قرار خواهم داد.

1-      با توجه به مساعدت یکی از دوستان برنامه نویس در خارج از شرکت از امروز به بعد وبلاگ بصورت غیر مستقیم و از طریق یک نرم افزار واسط بروزرسانی خواهد شد.همچنین عکس این مسئله یعنی نظرات شما عزیزان نیز بوسیله همین نرم افزار تبادل میگردد.بطور ساده میتوان گفت کلیه اطلاعات بین موسس و وبلاگ از طریق یک نرم افزار و توسط  ایمیل تبادل خواهد شد.بمحض درج یک نظر از سوی خواننده ، نظر وی بلافاصله به ایمیل بنده ارسال خواهد شد و پس از replay کردن توسط بنده در قسمت نظرات تایید شده درج میگردد.

2-      تهیه Backup   از نظرات شما ودر نتیجه از این به بعد حتی در صورت هک شدن Provider بلاگفا نیز نظرات شما کاملا محفوظ باقی خواهد ماند.

3-      وبلاگ مشابهی به آدرس www.imidro.blogspot.com تاسیس نمودم که در بد بینانه ترین حالت (آنچه در گذشته اتفاق افتاد) در صورت از بین رفتن یکی بتوان از طریق دیگری مطالب را باز یافت و ارتباط را حفظ نمود.لذا در صورت نامساوی بودن دو وبلاگ برای مدتی زیاد نشان از عدم صحت یکی از آنهاست.

و در آخر باید عرض کنم از این به بعد امکان سوء استفاده توسط افرادی که طفولیت خود را بدان سان سپری کرده اند که در بالا بدان اشاره شد صفر خواهد بود و دوستان و همکاران محترم میتوانند با خیال راحت نظرات و ایمیل های خود را به وبلاگ و آدرس ایمیل آن ارسال نمایند.همانطور که قبلا هم به شما قول داده ام و آن اینکه هویت من و شما هیچگاه و برای هیچکس فاش نخواهد شد و تمامی ایمیلهایی که با نام اصلی افراد ارسال میشود و در آنها به نکاتی اشاره شده است که فرستنده نمیخواهد دیگران از هویتش باخبر شوند بلافاصله پس از دریافت از وب خارج شده و در مکانی امن نگهداری شده و پس از استخراج ، مطالبش بطور کلی delete میشود.ناگفته نماند که هدف همه ما کمک به هر چه بهتر شدن مجموعه است ودر بدبینانه ترین حالت حتی اگر هویت بنده نیز فاش گردد ،فکر نکنم کسی بعنوان شاکی و علیه بنده اعلام جرم کند مگر آنکه خود دچار مشکل باشد که در آنصورت برای بنده باعث افتخار است که مورد اعتراض چنین افرادی قرار گیرم.

همچنین از این به بعد قصد دارم روزانه یکی از سخنان قصار بزرگان دینی- علمی – فرهنگی  وفلسفی را برای استفاده همه و شروع روزی خوب و پرکار و انرژی ، در ابتدای یک پست قرار دهم.

از طرفی با همکاری شما خوانندگان عزیز و دانشمند قصد دارم بخش علمی سایت را راه اندازی کنم.بدین ترتیب که در این بخش محور تمامی مطالب حول علوم مرتبط با فرآیند تولید مس ، ساخت دستگاهها ، مکانیزاسیون فرایندها و...اصلاح روشهای کاری میگردد.در این قسمت تمامی ایده ها و نظرات توسط خوانندگان محترم مورد موشکافی و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.افرادی که در زمینه کاری خود مقالات و یا مطالبی قابل طرح را دارند میتوانند آنها را جهت قرار گرفتن در بحث به آدرس ایمیل وبلاگ ارسال نمایند. ترجیحا مطالبی ارسال گردد که از آن بتوان در شرکت مس استفاده نمود اما عزیزان میتوانند هر مطلب دیگری که احساس میکنند در آن نکات مثبتی برای سایر همکاران وجود دارد را ارسال نمایند.فرآموش نکنیم حتی اگر فکرمان را صرف مسائل علمی اما غیر قابل استفاده برای شرکت کنیم ، ممکن نیست که بازخورد مثبتی برای شرکت در بر نداشته باشد ولو غیر مسقیم.

البته مزه شایعات هم که بجای خود باقیست !!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 22:52  توسط همکار  | 

انتصاب در امور مالی مجتمع

آقاي محمد علي جباري طبق حكمي از سوي معاونت مالي اداري و به پيشنهاد مدير مالي به سمت رييس اداره اموال منصوب گرديدند.بنده نيزبه نوبه خود به ايشان تبريك گفته وبرايشان آرزوي موفقيت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 10:53  توسط همکار  | 

سرمایه گذاری معضلی برای تازه واردان - انتصاب قریب الوقوع

در صورت قطعی شدن این انتصاب بنده به سهم خود ورود قریب الوقوع آقای مهندس محمدرضا کرمی به هیئت مدیره  شرکت ملی صنایع مس ایران را به ایشان و دوستدارانشان تبریک میگویم.همانطور که قبلا نیز اشاره شده بود ایشان فردی بسیارمتدین ،متعهد و متخصص هستند که با زحمت بسیار فرآوان اجرای موفقیت آمیز پروژه ذوب خاتون آباد را به عهده داشتند. همچنین ایشان به لحاظ اخلاق و رفتار دارای منشی علی گونه هستند که مطمئنا کسانی که ایشان را از نزدیک میشناسند تایید خواهند کرد.قطعا حضور ایشان در هیئت مدیره شرکت از بعد داخلی برای پرسنل شرکت و از بعد بیرونی برای همه ایرانیان منشاء خیروبرکت خواهد بود.

 

یکی از اشکالات موجود که از سالها قبل تا کنون دامنگیر بسیاری از پرسنل شرکت مس بوده است ، شیوه ورود افراد بصورت تصادفیست .این بدان معناست که روش ورود افراد به شرکت  در ادوار مختلف ،از قوانین مختلف پیروی میکرده است.گروهی هنگام ورود به قرار داد شرکت سرمایه گذاری درآمده و پس از یکسال به استخدام شرکت مس درآمده اند.گروه دیگر با مدرک تحصیلی بالاتر به قرارداد شرکت سرمایه گذاری درآمده و پس از شش سال به استخدام شرکت درآمدند.گروهی دیگر سالهاست که به شکل قرارداد شرکت سرمایه گذاری مشغول بکارند و امیدی هم به کارمند شرکت شدن ندارند.گروهی هم بدلائل مبهم از همان ابتدا به عنوان کارمند شرکت مس وارد شده و ژس از یکسال هم از آزمایشی به ثابت تغییر وضعیت داده اند.نکته ای که در این میان عجیب مینماید ناعادلانه بودن شیوه استخدام افراد است.این مطلب زمانی خود را نشان میدهد که دیده میشود افراد با مدرک تحصیلی دیپلم دقیقا پس از یکسال قرارداد سرمایه گذاری به استخدام شرکت درآمده اند ولی متاسفانه افرادی با مدرک فوق لیسانس پس از گذشت 7 سال، سال گذشته و پس از آن فرد دیپلمه مستخدم شرکت شده اند.

فرد در زمان قراردادش با شرکت سرمایه گذاری بی عدالتی را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس میکند.وقتی که میبیند با کار بیشتر ، مدرک بالاتر و....در پایان ماه حقوقش گاه تا یک سوم فردی که کارمند شرکت است میرسد.وقتی که میبیند که حداکثر امتیاز راندمان وی 7000 و فیکس است.چه خوب کار کند و چه بد.البته کمتر ممکن است بشود.!!!

وقتی که مسائل بدقت بررسی میشود دیده میشود که تمام این قراردادها سود کلانی را عائد شرکتی میکند که در ظاهر سهامداران اصلی آن پرسنل شرکت مس هستند.اما آیا این سود را به نسبت سهامداران بین آنان تقسیم میکنند و یا باز به سرمایه گذاری میپردازند در بخشهایی کاملا نامربوط.اصولا این چه رسمی است که حاصل زحمت فردی به جیب دیگری برود؟آیا دلیلی وجود دارد که فردی از سرمایه گذاری ماهیانه 200 هزار تومان دریافت کند اما سرمایه گذاری در قبلا وی 320 هزار تومان و بیشتر از شرکت دریافت نماید.این فقط یک کلاه شرعی و شاید هم بتوان گفت غیر شرعیست.

چرا نباید در شرائط یکسان یک پرسنل سرمایه گذاری کالای اساسی دریافت کند.چرا کالای مصرفی کمتر؟چرا عیدی و پاداشش اینقدر متفاوت؟بیمه اش چرا؟همه اینها درست اما آیا زمانش نباید مشخص باشد؟

درست است که فرد با علم به این موضوع وارد شرکت میشود اما باید قدری هم منصف بود و حداقل آنست که فرد بداند که بعد از ایکس سال به استخدام شرکت درخواهد آمد ونه آنکه همیشه چشم براه باشد که آیا شرکتی میشود یا خیر؟

جالبتر آنکه پرسنل سرمایه گذاری با وجود حقوق بسیار کمتر از خدمات اجتماعی شهرک نیز محرومند.آنچنان که آنها اجاره بهایی بیشتر میپردازند و پول سوختشان را هم باید بصورت آزاد بپردازند.وای که چه روز زیباییست آنروز که با شرکت سرمایه گذاری تسویه حساب میکنیم و به استخدام شرکت درمی آییم.

شاید ریشه تمام این مسائل در عادلانه ننگریستن مربوطین امر بوده است.شاید اگر یک دقیقه چشمان خود را میبستند و مشکلات  اینان را تجسم میکردند آنگاه یک قانون مدون را برای تغییر وضعیت همه پرسنل سرمایه گذاری وضع میکردند که طبق آن شخص دقیقا میداند در صورت رضایت واحد در چه تاریخی به استخدام مس درخواهد آمد وبه این ترتیب دوران قراردادیش را راحتتر تحمل میکرد.

مطمئنا مدیریت محترم عامل و مدیریت محترم مجتمع ومشاورین محترم مدیرعامل این مهم را مد نظر قرار خواهند داد.زیرا این افراد بدنه دولتی را تشکیل میدهند که با شعار کمک به اقشار پایین جامعه پای به عرصه گذاشته است.

عملکرد مساوی،زمان مشخص و حقوق مادی و معنوی مساوی قطعا بهتر است از عملکرد بهتر(بدلیل قراردادی بودن و راحت الاخراج!!! بودن)، زمان نامشخص و حقوق مادی و معنوی کمتر!!؟!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 21:54  توسط همکار  | 

هک ! یا خیانت در امانت؟!؟

خوانندگان محترم همانطور که قبلا هم خدمتتون عرض کردم همیشه برای اطمینان ازصحت وبلاگ و بروز نشدن توسط فرد دیگری غیر از موسس وبلاگ میتوانید به آدرس www.imidro.blogspot.com مراجعه کرده و در صورت تساوی نوشته ها اطمینان حاصل کنید.

هفته گذشته اگه یادتون باشه پسوورد این سایت بدست فردی افتاده بود و خوشبختانه بعد از چند روز تونستم اونو برگردونم.و در این مدت تحقیقات زیادی در این رابطه بعمل آوردم ومتاسفانه به نتایجی رسیدم که صلاح شرکت در اون نبود که مطرح کنم.با این وجود برای اطمینان تمامی راهها را بستم و فقط همون راهی که نه از طریق هک بلکه از راه خیانت ممکن بود اتفاق افتد را باز گذاشتم ومتاسفانه نتیجه آن شد که دیروز تقریبا همه شاهد اون بودن.فردی با پسوورد من وارد سایت شد و با تغییر کلمه عبور واز بین بردن تمام مطالب ونظرات دست خود را رو کرد.شاید برای بعضی دوستان مطلب روشن نشده باشد .پس من مثالی میزنم که هم دوستان تقریبا متوجه قضیه بشوند وهم مسئولین مربوطه اگه برای امنیت سیستم ارزش قائلن اقدامی در خور کنن.

شما به منزلتون مراجعه میکنید و میبینید همه چیز به هم ریزه.

سه فرض پیش روی شماست.اول اونکه فردی با مجوز از مراجع قضایی وارد منزل شما شده و مدارکی را بهمراه خود برده است.این فرض بسیار ضعیف است زیرا بدون دلیل رخ نمیدهد واگراز شما خطایی سر نزده باشد اتفاق نمی افتد.

فرض دوم آنکه دزد از دیوار وارد منزل شما شده و با شکستن قفل اموال شما را به سرقت برده است.

فرض سوم آنکه فردی از معتمدین شما به شما خیانت کرده است.

پس از مدتی به این نتیجه میرسید که فرض سوم درست بوده است.حال باید دید که این فرد چگونه کلید را بدست آورده است.فرض اول آنکه کلید را خود شما در زمانی و بنا به مقتضیات زمانی و مکانی  در اختیار فرد قرار داده اید که در این صورت خود شما هم مقصر هستید.وفرض دیگر جبری است و آن اینکه فردی کلید را به طرز غیر معمول بدست آورده است.و پس از سعی زیاد به این نتیجه میرسید زمانی که تجهیزات قفل منزلتان را خریداری نموده اید ، فروشنده قبل از فروش قفل به شما کلیدی را برای خود ساخته و برای این سرقت از آن استفاده نموه است.شاید بتوان گفت که ناجوانمردانه ترین نوع سرقت که فرد در واقع دو نوع جرم سنگین همزمان مرتکب شده است.اول آنکه در امانت خیانت کرده است و دوم سرقت.

متاسفانه باید بگویم وبلاگ بنده نیز دچار همین جرم اخیر گردیده است.سارق هیچ نوع علم دزدی در فضای سایبر(هک) را ندارد.بلکه به طریقی بسیار ناجوانمردانه در حال سوء استفاده از ابزاریست که بنا به نیاز شغلی در اختیارش قرار گرفته است.اینرا میگویند دست درازی به حقوق اجتماعی دیگران.

خب امیدوارم مربوطین امر تمهیدات لازم در این خصوص را بیاندیشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 8:56  توسط همکار  | 

منحنی معروف ونامرئی!!

امروز هم که جلسه تولید به اتفاق مدیریت محترم عامل و مدیران شرکت (سرچشمه و تهران) در مرکز آموزش برگزار شد و مدیران هر یک گزارشی از عملکرد و مشکلات واحدهای تحت امر دادند.همچنین آقای دکتر خوشرو وخانم پرتو آذر نیز بیاناتی ایراد کردند.برخلاف پیش بینی های بعضی همکاران هیچگونه عزل و نصبی هم صورت نپذیرفت.پس بهتره که بجای گوش دادن به شایعات ناموثق و یا ساختن این شایعات به کارهای اصلی و وظیفه مون برسیم.

بحثی رو که میخوام بهش بپردازم واز شما خوانندگان محترم هم میخوام که با نظراتتون تکمیلش کنید در مورد منحنی معروفی است که از آن در هیچ کجا نامی به میان نیامده اما در شرکت سالهاست خودنمایی میکند و هیچکس به آن توجه نمیکند.آگاهان معتقدند که این منحنی از بعد از مدیریت مهندس اصلانی به شکل فعلی تغییر شکل داده و تاکنون نیز به همان شکل مانده است.ناگفته نماند که ضخامت این منحنی بسیار است و جنسش از فولاد پرمنگنز وکم کربن (الاستیسیته بالا و برگشت پذیر) است و تغییر آن قدری جسارت و بیشتر از آن قدرت  و استمرار میطلبد.محور های عمودی و افقی این منحنی عباتند از محور افقی : میزان تقاضایی پرسنل و محور عمودی:رده های پرسنلی از کارگر ساده و تکنسین و کارشناس گرفته تا معاونین مدیرعامل و مدیر عامل و نهایتا رییس سازمان توسعه و....معدنی ایران!!شاید تعجب کنید.اما دقیقا این منحنی نشانگر میزان استقبال و تقاضای افراد برای رشد و ارتقاء  بین رده های مختلف است.این منحنی از تقاطع محورهای عمودی و افقی شروع میشود.این دقیقا همان نقطه ایست که شغل صفر(بدون شغل) و میزان تقاضا برای آن نیز صفر است.(یعنی کسی برای بدون شغل شدن تقاضایی ندارد) فرد برای گرفتن یک شغل هر چند پایین و فقط به منظور بی شغل نماندن میزان تقاضایش با لا میرود.پس منحنی با شیب تقریبا 25 درجه به سمت راست و بالا شروع به حرکت میکند.کم کم این فرد که حالا دیگر شغل دارد بعد از مدتی انتظار پیشرفت دارد خب حقوقش هم ترمیم خواهد شد.پس قدری تقاضایش بیشتر است و شیب 25 درجه به 15 درجه و به سمت راست حائل میشود .فرد رییس میشود و تا اینجا مزایایش به نسبت شغلش (کمی بیشتر) رشد داشته است.پس تقاضا بین هر دو شغل کم کم بیشتر میشود.ولی از رییس به مدیر تقاضا(میزان علاقه فرد) به حدی زیاد است که منحنی را کاملا به مجانبی به موازات محور افقی نبدیل میکند.دلیل این امر بر همه مبرهن است.زیرا فقط مدیران به بالا هستند که از بسیاری امکانات مانند موبایل و ماشین و هزینه ایاب وذهاب وهتل لاله و.......استفاده میکنند .وبه نسبت مسئولیت نه چندان متفاوتی با روسا از مزایای بسیار بیشتری برخوردارند.خب منحنی بعد از این رده دوباره دچار یک تغییر حالت میشود.وآن هنگامی است که میخواهد میزان تقاضای فرد را برای رشد از مدیریت به معاونت را نشان دهد.در اینجا فرد مسئولیتش بسیار بالاتر میرود اما اینبار مزایای اجتماعی تقریبا تغییری ندارد و افزایش حقوق هم به دردسرهایش نمی ارزد.پس میزان تقاضا کاهش چشمگیر دارد و در نتیجه منحنی ما از حالت مجانب محوری به موازات محور افقی (این خط موازی محور افقی همان خطیست که رده مدیریت امور را در محور عمودی قطع میکند) خارج میشود و مجددا مسیر خود را با زاویه ای تقریبا 60 درجه با محور افقی ادامه میدهد.

خب این بود آن منحنی معروف رشد که اگر بتوانم شکل آنرا در همین مطلب میگذارم.مسئولین شرکت اگر موشکافانه به منحنی بنگرند و موفق شوند آنرا تغییر دهند طوری که به منحنی اصلی شرکت مس در مدینه فاضله تبدیلش کنند،آنوقت باید دستشان را بوسید.منحنی مدینه فاضله یک منحنی ساده است که از تقاطع محورها شروع شده و با شیب 60 درجه تا پایان میرود.

منحنی فعلی را اگر به من بدهند میتوانم از میلیمتر به میلیمترش هزاران تحلیل را بیرون بکشم و هزارن نکته را بیان کنم.منحنی فعلی حاصلش بسیار سیاه است.تمامی پشت هم اندازیها و تخریب همکاران رازش در دل این منحنی است.تمامی ناراحتی ها و دلخوریها و پایین آمدن راندمان کاری و در نتیجه میزان تولید  رازش در این منحنی است.نامه های شکایت به رهبری مربوط به همین منحنی است.البته این منحنی در قسمت منفی دو محورش هم ادامه دارد که تحلیلش مربوط به زندگی فبل از دوران کاری افراد است که به شرکت و کار در آن ارتباطی ندارد.

خط 45 درجه هم اگر روزی حاصل شود آنگاه است که وقتی به فرد پیشنهاد پست بالاتر میدهند خوشحالی چندانی عائدش نمیکند و قطعا در جواب خواهد گفت باید فکر کنم.

البته منحنب های مهم دیگری مانند منحنی "میزان مسئولیت – شغل " و یا منحنی " میزان سواد – شغل" و....که بعدها میتوان به آن پرداخت.

تحلیل شما عزیزان در رابطه با قسمت به قسمت این منحنی چیست.؟
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 20:58  توسط همکار  | 

بازگشت وبلاگ!!ضمن تسلیت به هکر محترم!!!بوی چی میاد؟!؟؟!؟--بازار شایعات داغه!!!

سایت نظرات خوانندگان اکنون به روز رسانی شد.www.nicic.blogfa.com ضمنا شما هم میتوانید نظرات خود را به آدرس ایمیل وبلاگ imidro@gmail.com جهت درج ارسال فرمایید.

خب بالاخره بعد از سه روز سياه بالاخره امشب موفق به بازپسگيري وبلاگ از يك هكر محترم شدم.عصر چهارشنبه دوم آذرماه 84 هنگامي كه ميخواستم نظرات شما عزيزان را چك و تاييد كنم متوجه شدم كلمه عبور تغيير كرده است.هر چه تلاش كردم وارد نشد.بلافاصله به آدرس ايميل وبلاگ مراجعه كردم و وارد شدم ولي هنگامي كه خواستم كلمه عبور را كه با كلمه عبور وبلاگ يكي بود را تغيير دهم باز متوجه شدك كه جي ميل كلمه عبور جاري را از من قبول نميكنه.از ناراحتي نزديك بود سكته كنم.خواستم براي دوستان ايميل بفرستم(چون هنوز در اكانت جي ميل بودم وخارج نشده بودم) كه پس از نوشتن ايميل "جي ميل" از من كلمه عبور جديد خواست كه ......خلاصه از همون عصر اقدام به تاسيس وبلاگ ديگري كردم و ايميلي به همه دوستان عزيز از آدرس imidro@gmail.com & niciconicico@gmail.com   فرستادم مبني بر دزديده شدن وبلاگ ولي هر چه خواستم خودمو قانع كنم نشد. همين الان كه ساعت 18 شنبه شبه يكي از راههايي كه براي باز پس گيري وبلاگ طي كرده بودم به نتيجه رسيد و وبلاگ برگشت.

خب دوستان ضمن عرض تسليت به هكر محترم بايد خدمتشون عرض كنم:"دست بالاي دست بسيار است."

مطمئنم كه خوانندگان محترم ممكنه دچار سردرگمي بشن و پيش خودشون فكر كنن كه همون هكر اين مطالب را نوشته است و من براي اطمينان اين دسته از عزيزان در وبلاگي كه جديدا تشكيل دادم همين مطالب را آپ لود ميكنم و همچنين براي اطمينان از هك شدن مجدد از اين به بعد مطالب را در هر دووبلاگ ميگذارم ولي از شما عزيزان ميخوام كه فقط در اين وبلاگ نظراتتونو بگذاريد تا من هم براي نظم آنها راحتتر باشم.وقتي الان تونستم وارد وبلاگ بشم انگار وارد خانه اي شدم كه سالها در آن زندگي ميكردم و نااهلان آن را از من گرفته بودن.تفاوتي كه وجود داره اينه كه آدرس ايميل ديگه اون قبلي نيست و شما ميتونيد با آدرس جديد يعني imidro@gmail.com با من مكاتبه كنيد.

همچنين از آقاي ح .م كه ايميلي با این مضمون " چرا مشاغل تكنسيني به افراد زير ديپلم داده شده و......." در آخرین لحظات به آدرس قديم فرستاده بودند و بنده نتوانستم مطلبشان را استخراج كنم خواهش ميكنم مجددا جهت درج ارسال كنند.

همکاران محترم ، وقتی این سه روز احساس میکردم که وبلاگ را از دست داده ام وزنه سنگینی روی سینه ام احساس میکردم.بخدا انگار یک دوست عزیز را از دست داده ام.خصوصا اینکه میدانستم نظرات ارزشمند شما را از دست داده ام.من همیشه مثل خیلی از شما دلم میخواست شغلی داشته باشم که بتوانم به همه خود را ثابت کنم وشبانه روز در خدمت کارم باشم و از کمک به شما عزیزان دریغ نکنم.اما نمیدانم به کدام گناه نکرده فعلا از این نعمت محروم شدم و شاید علت اصلی تاسیس وبلاگ این بود که حداقل از این طریق بتوانم با شما عزیزان در ارتباط باشم از یکسو و از سوی دیگر کاری مفید در جهت حرکت رو به جلوی شرکت داشته باشم.خب چه کاری بهتر از ایجاد چنین ارتباطی بین افرادی که تاکنون نتوانسته اند بدین راحتی با هم در تبادل نظر باشند؟ مدیران ارشد و میانی ،روسا ،سرپرستان ،کارشناسان ،تکنسین ،کارگزان و کارمندان.

در روزهای ابتدایی تاسیس وبلاگ که با استقبال شما عزیزان روبرو شدم انگار نیاز به مسائلی مانند ارتقا در من از بین رفته بود و تمام فکر و ذکر من هر چه بهتر کردن این فضا بود.خودتان بقیه اش را حدس بزنید که با چنین وابستگی ،زمان از دست دادن همه اینها در یک لحظه !!چه به من گذشت.

حتی تمام این موارد را به دزد و هکر محترم فرستادم اما متاسفانه وی با کمال پررویی تمام در ایمیلشان نوشتند که ایشان میخواهند وبلاگ را ادامه دهند و تازه از ابتکار بنده هم تجلیل به عمل آوردند!!!!!!

نکته ای که برای من خیلی مهم بود آن بود که بلافاصله بعد از هک شدن وبلاگ دزد عزیز با شیوه ای متفاوت از قبل شروع به نوشتن کردند و همکاران عزیز با احساس چنین تفاوتی استقبالشان از وبلاگ کاهش چشمگیری یافت.من با اجازه همه عزیزان بدلیل مضحک بودن سه پست ایجاد شده را از صفحه اصلی حذف میکنم و در جایی دیگر برای دیدن عموم قرار میدهم.کاش این دزد عزیز دیگر از سخنان امام حسین برای تیتر مطلبس استفاده نمیکرد که:اگر دین ندارید آزاده باشید.زیرا خودشان مظهر در بند بودن و اسارت نفس هستند.پس فعلا تا مطلب بعدی خدانگهدار

ایمیل جدید وبلاگ:imidro@gmail.com

واما بازار داغ شایعات

همکاران محترم از این به بعد ایمیلهای خود را به آدرس imidro@gmail.com ارسال فرمایید.
واما شايعات جديدي كه اين چند روز خيلي بازار داغي داره در مورد تغيير مديريت ميدوك هست .همچنين بر خلاف گفته هاي معاونت مالي اداري كه تغيير آنچناني در حوزه ايشان صورت نميگيرد شايعه تغييرات در امور اجتماعي و منابع انساني نيز بسيار زياد است.
يكي از اين شايعات كه از لحاظ منطقي بسيار ضعيف است ولي همه گير شده منصوب شدن آقاي "ب" به سمت مديريت يكي از واحدهاي تحت نظر معاونت مالي و اداري است. لازم بذكر است آقاي ب خود در جاهاي مختلف بر اين امر صحه گذاشته و گفته اند كه از ايشان سوال شده كه كداميك از امورها را انتخاب ميكنيد!!!!؟؟؟ايشان كارمند آزمايشي 1383 هستند كه در صورت وقوع چنين اتفاقي به عنوان خوش شانس ترين مرد سال سرچشمه قطعا به ايشان لوح تقدير داده خواهد شد.آگاهان گفته اند كه با وجود افرادي مانند مهندس كرمي و مهندس حسني كه چندين سال در پستهاي مديريتي كسب تجربه كرده اند امكان بوقوع پيوستن چنين انتصابي بسيار كم است و چنانچه اين انتصاب رخ دهد بايد دانست که فلسفه انتخاب مدیران گردش 180 درجه داشته است.شنیده شد كه نامبرده از اعضا’ستاد انتخاباتي يكي از كانديداها بوده است .
خبر دست دومي هم كه خدمتتان خواهم نوشت آنست كه مديريت عامل ضمن حكمي جناب آقاي جواد شریفی را كه قبلا در جای دیگری مشغول خدمت بوده اند را به سمت مشاور خود منصوب كرده اند. با آمدن آقاي شریفی كه فردي بسيار فعال و پر انرژی است مشاورين محترم مديرعامل قبل هم بايد جاي خود را به ايشان بدهند.لازم بذكر است مشاورين مدیر عامل قبلی آقایان عباسلو و هادوي هستند.
همچنين امسال در استقبال هفته بسيج ، بسيجيان عزيز مراسم با شكوهي برگزار كردند(تهران) من هم به نوبه خود اين روز را به همه بسيجيان تبريك ميگويم.
از جمله شايعات ديگر در اينجا تغيير در مديريتهاي همه واحدهاست.اين شايعات به حدي است كه عوض نشدن يك مدير امري عجيب مينمايد.همکاران اولين تغيير را در فروش پيش بيني ميكنند.
در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه يكي از ايراداتي كه به مسئولين عالي رتبه دولتي وارد بود آن بود كه دولت توسط 250 نفر ميچرخد و هميشه تغييرات بين خودشان است و شخص جديدي وارد نميشود.اما اكنون اين سد شكسته و شركت مس هم از اين قاعده مستثني نيست.اميدواريم كه مديران جديد با انرژي بیشتری شروع بكار نمايند و هدف اصلي را افزايش توليد قرار دهند

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 22:59  توسط همکار 

سخنی با خوانندگان گرامی !!

دوستان عزیز باکمال تاسف باید خدمتتان اعلام کنم که برخلاف روزهای گذشته که من براحتی میتوانستم تمامی نظرات را چشم بسته و با اطمینان برای نمایش در قسمت نظرات  تایید کنم ، از دیروز در بین خوانندگان وبلاگ بر سر انتصاب افراد و یا شهربابکی و کرمانی و ........بودن اختلافاتی بوجود آمده است که هدف اصلی کم رنگ شده است.قرار ما بر سر کلیات شرکت و نهایتا مدیریت امور است  وبه نوعی اطلاع رسانی و نزدیک کردن همکاران به یکدیگر است ونه تخریب دیگران ویا طرح مسائل خصوصی افراد آنهم بی هیچ مستنداتی.اگر تا رده مدیران شرکت اصلاح شوند مابقی خودبخود تغییر خواهند کرد.اگر اجازه طرح چنین مسائلی در اینجا داده شود آنگاه اگر تعطیلش نکنند هم کم کم به ابتذال کشیده خواهد شد.ومطالبش آنقدر وزین نیست که مسئولین شرکت به آن مراجعه کنند و از نظرات همکاران عزیز برای بهبود کارشان استفاده کنند.

بیایید اهداف عالیه را دنبال کنیم تا درآینده افراد سود جو احساس خطر کنن و افراد محق احساس سرفرازی و در این میان ما نیز در پیشگاه خداوند شرمنده نباشیم.

از طرفی اگر در این جا حرفی را که نتوان اثبات کرد را افشا کنیم آنگاه فرد مورد اشاره به راحتی میتواند به مراجع قضایی شکایت برده و وبلاگ و بنده را مورد تعقیب قضایی قرار دهد.یادمان نرود که وبلاگ هم یک رسانه است و باید از قوانین مخصوص خود تبعیت کند.

انتظاری که بنده حقیر از همه شما عزیزان که گاها دلتان بسیار هم از آنچه اطرافتان گذشته پر است دارم آنست که مطالبی را عنوان نکنید که اولا در پیشگاه خدا شرمنده باشید و ثانیا در برابر قانون.

شاید اگر بنده اجازه دهم کلیه نظرات به نمایش درآیند آنوقت طولی نخواهد کشید که این وبلاگ بسته خواهد شد(بدستور مراجع مربوطه) و دیگر همین فضای اندک هم برای بیان نظرات شما عزیزان وجود ندارد.

شما میتوانید براحتی مشکلاتتان را مطرح کنید و یا نظر مثبتتان را نسبت به افراد بیان کنید.ویا انتقادتان را بشکل منطقی از یک حوزه و نه یک فرد خاص بیان دارید.و همیشه هدفتان در جهت بهبود سیستم باشد و نه تخریب افراد که نهایتا به تخریب سیستم میانجامد.

از طرف دیگر افرادی برای بیان مشکلات سیستم و از آنجایی که متهمند کسی از هویتشان مطلع نمیشود مقاماتی از قبیل مدیر عامل و یا معاونین ایشان را مورد خطاب قرار داده و بدور از هرگونه رعایت احترامی به این افراد مطالبی را متذکر میشوند که انسان احساس میکند ایشان قصد توهین دارد و نه اصلاح و نصیحت که این نیز به همان جمله بالا میانجامد یعنی به ابتذال کشیده شدن و سبک شدن این فضا.بله شجاعت بسیار خوب است اما شجاعت این نیست که درسایه بایستیم و هر چه دل تنگمان میخواهد بگوییم.

نکته دیگر آنکه ما همه پرسنل این شرکتیم و انتظاراتمان هم از مسئولین اینجاست پس نباید مسائل سیاسی مملکتی را در اینجا عنوان کنیم.در مورد آنها به اندازه کافی در روزنامه ها و سایتها و...نوشته میشود.آنچه نیاز بود که در موردش بحث شود مسائل داخلی شرکت بود وبس. اینکه چرا فلان وزیر چنین و چنان کرده مورد بحث این وبلاگ نیست.

در همینجا جا داره که از عزیزانی که نظرشون برای نمایش تایید نشد عذر خواهی میکنم و از این دوستان خواهش میکنم با تعدیل آنها با رعایت حریم افراد و بدون وارد شدن به مسائل خصوصی ونام بردن از همکارانمان و همچنین رعایت شئونات وبدور از هر تخریبی ،مجددا نظراتشونو برای نمایش ارسال کنند.مطمئن باشید که بنده به همه شما عزیزان ارادت دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 19:0  توسط همکار 

بسیج چیست؟بسیجی کیست؟

نیروهای مردمی که شغلشان جنگ نبود اما برای دفاع از میهن اسلامی بپاخاسته بودند زیر پرچم بسیج به جنگ حق علیه باطل رفتند.یادم است که بسیجیان را صبورترین و پاکترین و کم توقعترین مردمان تشکیل میدادند.بسیج تمام رده هایش با هم مساوی بود.حتی لباسهایشان یکی و بدور از هر درجه ای.بسیج مکانی معنوی بود که بسیجی در آن ساخته میشد و گاها محیا برای شهادت.فردی عادی وارد آن میشد که به گفته خودشان نمیدانستند چه میخواهند اما در آن مدت آنچنان تحت تاثیر محیط روحانی حکفرما بر بسیج میشدند که همین افراد جزو مخلصترین نیروهای بسیج میشدند. اینجا دیگر بسیج به کسی هویت نمیداد و این منش بسیجی بود که بسیج را معنی و هویت میبخشید.

پس از جنگ هم همین بسیجیان بودند که به سازندگی پرداختند.اما گاهی با نام و گاه بی نام.دولت نیز برای جبران گوشه بسیار کوچکی از زحمات این عزیزان برای آنان امتیازاتی قائل شد و همین بس بود که افراد فرصت طلبی نیز پا به این عرصه معنوی بگذارند.اینجا دیگر این افراد نبودند که به بسیج هویت میبخشیدند و بسیج بود که به آبروی بسیجیان واقعی به این فرصت طلبان هویت میداد.باز هم این تجربه تلخ تکرار شد که هر کجا مادیات با معنویات در آمیزند فساد و تباهی بهمراه خواهند آورد.

"من نوعی" بدون آنکه بویی از سخت کوشی و جهاد برده باشم فقط برای سوءاستفاده از بعضی مزایا نام نویسی کردم و بسیجی شدم. بله این مزایا کم نیست.ارتقا گروه ، حق عضویت بسیج ، استفاده از امتیازات اجتماعی احراز مشاغل و.........حاضر نشدن در محل کار به بهانه شرکت در بعضی مراسم بسیجیان.(حتی یکبار هم در مانورها شرکت نکردم).

خب پس چه فرقی بین آن بسیجی دلاوری که در جنگ حضور فعال داشته و حتی عضوی از بدنش را از دست داده و بعد از پایان جنگ بدلیل فقر موفق به ادامه تحصیل نشده واکنون هم در جایی کارگر روز مزد است و "من نوعی" که نه بویی از جنگ و جهاد برده ام و فقط بدنبال فرصتی برای کسب درآمد بیشتر بوده ام و اکنون نیز چون کارمند دولتم از خیلی از مزایا استفاده میکنم فقط و فقط بواسطه یک نام نویسی.قبل از آنکه بعد از نام نویسی جوهر امضاء گواهی بسیجم خشک شود بدنبال گرفتن گروه شغلی و...میباشم.حال من نه تنها برای بسیج هویتی مثبت به همراه نمیآورم بلکه آسیب جبران ناپذیری بر بدنه مقدس بسیجی وارد میکنم و باعث بی انگیزگی خیلی از افرادی میشوم که نه بخاطر یک نام بلکه برای تقویت این نیروی مقدس قصد عضو شدن در آن را دارند.

چگونه افراد مخلص وارد بسیج شوند وقتی که گاها باید در کنار فردی قرار گیرند که حتی نماز یومیه خورا نمیداند.کسی که در طول دوران خدمتش بدلیل کم کاری نتوانسته یک ریال از پولی را که از بیت المال گرفته است را حلال کند.

اینجاست که اگر بسیج زبان داشت آنچنان فریادی بر سر این اقلیت فرصت طلب میکشید که زمین بلرزد.

هستند افرادی که با جهد و کوشش و بدون آنکه نامی از بسیجی بودن خود در جایی به ثبت رسانیده باشند چنان خدمات ارزنده ای به میهن مان نموده اند که در تخمین هیچکس نمگنجد.در هیچ کجا قید نشده است که این فرد بسیجی است اما در واقع بسیج هویت خود را از همین افراد میگید. وهمانطور بالعکس هستند افرادی که در بسیج ثبت نام نموده اند اما اگر از ایشان پرسیده شود که از خدماتت به ایران و اسلام بگو سر به زیر میافکند و لب میگزد.

شما قضاوت کنید: که کدامیک بسیجی هستند؟

البته همه اینها را نگفتم که اصل معنوی بسیج و بسیجی را زیر سوال ببرم بلکه همه اینها بدان دلیل مطرح شد که باید فکری کرد که بسیجی بصورت منش حسنه برای بسیجی واقعی باقی بماند و نه به عنوان یک اسم سودآوربرای یک اقلیت سود جو.

نباید ثبت نام افراد در دفاتر بسیج را معیاری برای سنجش بسیجی بودن و یا نبودن آنها دانست بلکه باید رفتار و منش و حرکات و صداقت افراد را با شاخص های بسیجی واقعی قیاس نمود و آنگاه قضاوت کرد که فرد میتواند بسیجی باشد و یا خیر!!

و باز هم تکرار میکنم که فردی که از منابع مملکت بدرستی استفاده کرده و اکنون نیز کار خود را به درستی انجام میدهد و از طرفی صداقت و درستی را الگوی کار و زندگی خود قرار داده و وقتش را صرف پیشرفت مملکت اسلامیمان کرده است را میتوان یک بسیجی واقعی دانست.

اینجاست که احساس میشود که حال اگر قرار است بسیجی بودن ونبودن افراد معیاری برای تصمیم گیریهای جدی در مورد آنان باشد ، نیاز مبرم به یک ممیزیست که ممیزان آن خود باید بسیجی واقعی باشند.

نه میتوان فردی را صرفا بدلیل داشتن یک کارت بسیج ،بسیجی دانست ونه اینکه دیگری را بدلیل نداشتن آن غیر بسیجی.

فردی را میشناسم که بواسطه شرکت در چند مراسم خود را بسیجی میداند و در سوی دیگر دوستی که هنوز جوهر دفتر عقدش خشک نشده بود برای یک ماموریت بی بازگشت داوطلب بود و بر این کار اصرار میورزید که خوشبختانه و یا متاسفانه مسئولین با علم پیدا کردن  به وضعیت خانوادگی وی(داشتن همسر عقد کرده) اجازه رفتن را از وی سلب کردند.دومی هنوز یک کارت از بسیج در جیبش ندارد اما بسیجی مخلص و واقعی است.و فرد دیگری که خوب درس خواند وارد یکی از بهترین دانشگاهها شد و پس از آن به شرکت آمده و کارش را به بهترین وجه ممکن تاکنون به انجام رسانیده است ودر این مدت طرحهای مفید بسیاری در راه رشد صنعت و معدن ایران اسلامی ارائه کرده است.او نیز نامش را در جایی به عنوان بسیجی ثبت نکرده است.قضاوت بسیجی بودن و یا نبودنش با شما ؟!

البته ناگفته نماند که هدف و آرمان افراد بسیار مهم است.یکی ماشین هم کار انسان را بخوبی انجام میدهد.اما ماشین هدفی ندارد ولی همین انسان سخت کوش اگر به هدفی غیر از خدمت به دین و وطنش جهد کند دیگر فرقی با آن ماشین ندارد.

و در پایان باید گفت در حال حاضر هم بسیاری از بسیجیان عزیز هم سخت کوش و صادق و متواضعند و هم همانطور که شاهد آن هستیم در خانواده بزرگ بسیج کشور عضویت دارند.وهمینها هستند که تاکنون هویت بسیج را حفظ کرده اند.

امیدوارم که همه مدیران و تصمیم گیرندگان این مقاله را بخوانند و در صورت درستیش ترتیب اثر دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 23:2  توسط همکار  | 

امور فروش - تعاونی

خب اینطور که از شواهد وقرائن برمیآد بزودی مدیریت فروش نیز تغییر خواهد کرد.از جمله نامزدهای این پست مهندس رحیمی است.که از دوستان میخوام کسانی که اطلاعات بیشتری در اختیار دارند مارا هم بی اطلاع نگذارند.
خب قرار هم نیست افرادی بر یک مسند تا پایان خدمتشان تکیه زنند.شاید بهترین تفسیر این تغییرات را آقای مهندس پورمند ابراز داشتند واون اینکه فرمودند:قرار نیست که هر کس را برمیدارند حتما عیبی داشته باشد.بلکه میخواهند فضا را به فرد دیگری بسپارند.
خب موضوعی که میخوام در موردش چند کلمه بنویسم آنست که تعاونی های مسکن در سطح شرکت شکل گرفت و میتوان گفت هیچ اموری نظارت جدی بر این تعاونیها نداشته و ندارد.در ایمیلهای متعددی که از دوستان دریافت کردم چنین برمیآید که در بعضی موارد(تاکید میکنم بعضی موارد) این تعاونیها شکل میگیرد و اولین خطایی که صورت میگرد در انتخابات هیئت مدیره است.معمولا این گروهها بر دیگران تحمیل میشوند و همیشه هم داد فداکاری سر میدهند.خب یکی نیست از این دراویش محترم که همه عمر خودشونو در خدمت مردم هستند و همه راحتیها را برخود حرام کرده اند بپرسد که عزیزان شما چگونه به این نتیجه رسیدید که خود را وقف همکارانی که گاها آنها رانمیشناسید کنید.جواب بسیار ساده است هرچند که ممکن است عده ای ناراحت شوند اما باز هم تکیه میکنم که در بعضی موارد میتوان گفت از خرید زمین گرفته تا خرید آهن آلات عمده و خرید سایر مصالح ساختمانی بصورت عمده و به تعداد زیاد آنچنان هدایایی را برای بعضی از این عزیزان به همراه دارد که ایشان اگر در دو سه تعاونی حضور فعال در هیئت مدیره داشته باشند دیگر نیازی به حقوق دولت ندارند و میتوانند بقیه زندگی خودرا به راحتی ادامه دهند.و این مصداق بارز رانت است.در بعضی از این موارد دیده شده که حتی هیئت مدیره تعاونی در مقابل انتخابات دوم و یا سوم و انتخاب فردی جدید آنچنان مقاومت نشان داده اند که مبادا جمعشان بهم بخورد و فردی که در جریان خدماتشان! هست بیرون برود و فرد جدیدی بیخبر از همه جا وارد شود و مزاحم ارائه خدماتشان گردد.یادم میاد که در انتخابات دو دوره قبل مجلس یکی از کاندیداها پس از هزینه های کلان برای کسب رای و نتیجه نگرفتن رفت سراغ یکی از افرادی که به وی پول قرض داده بود و وی را کشت!آنوقت این سوال برای من پیش آمد که چگونه فردی که ادعا میکرد میخواهد به مردم خدمت کند دست به چنین کاری زد؟!!!؟؟البته در همه جا استثناء وجود دارد و افرادی هم هستند که در تعاونیها واقعا قصد خدمت دارند اما........حتی یکی از دوستان در ایمیلش نوشته که افرادی را سراغ دارد که پس از گذشت مدت کمی از حضورش در یکی از تعاونیهای مسکن توانست در یکی از شهرهای استان خانه بخرد و خانواده اش را از شهر شیرین سرچشمه نقل مکان دهد.1!!آقا خدمتگزار نمیخواهید!!!
خب این مطالب را ننوشتم که کسی را مقصر جلوه دهم بلکه منظور آن بود که تصمیم گیرندگان این مورد را نیز مد نظر قرار دهند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:3  توسط همکار  | 

تغییرات در ذوب

دوستان خبر تازه اي به دستم رسید از تغييرات ذوب.

برخلاف تصور آقاي مهندس حميديان در حكم خود ابقا شدند و آقاي مهندس خانلري از عمليات به تعميرات منتقل شدن و نوروزي از سرپرستي به رياست تعميرات منصوب گرديدند.من هم به نوبه خود به آقای مهندس نوروزی و خانلری تبریک عرض میکنم و برای مهندس حمیدیان نیز آرزوی موفقیت دارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 8:4  توسط همکار  | 

معاونین اقتصادی و تولید

سلام .اميدوارم امروز كه اول صبحش با برف و طبيعت سرد و زيبا شروع شد در پايان روز كاري مفيدي براي همه پرسنل شركت باشد.

از روزي كه اين وبلاگ تاسيس شده انگشت شمار افرادي فقط در پس ايراد گيري و مخالفت برآمده اند و خود را نماينده تام الاختيار شركت مس ميدانند.و فرمانهايي از تعويض آرم وبلاگ گرفته تا چه و چه و...وچه صادر ميكنند.

خب البته منم آدم غير منطقي نيستم.ونظراتي كه در آنها منطق به چشم ميخورد را مي پذيرم و عمل هم ميكنم.اما مطمئنم كه خيلي از اين نظرات فقط براي اشكال تراشي طرح ميشوند و نه براي بهبود فضاي وبلاگ.واز طرفي اين دوستان فراموش كردن كه يكي از اهداف اصلي تاسيس اين وبلاگ كمك به مديران شركت براي دانستن موضوعاتي كه در هيچ كجاي ديگر نميتوان يافت وبا اين حال بسيار هم مهم هستند.البته شايد نظرات بي پايه و اساسي هم در بين نظرات بتوان يافت كه اين خود نيز مفيد است .زيرا تخمينيست از منطق و رضايتي كه در شركت حكمفرماست.قطعا سعي بنده آنست كه اين وبلاگ به جايي برسد كه تمامي مطالبش مفيد و ارزنده باشد و نه به خيال بعضي كوته نظران فقط در حد يك وبلاگ دخالتي در امور ديگران.البته ناگفته نماند بدليل اعمال بعضي تفكرات غلط در سالهاي اخير در سطح شركت  ، بسياري از گفته هاي افراد دخالت تلقي ميشود در حاليكه دخالت آنست كه فردي در حريم خصوصي افراد وارد شده و ايراد نظر كند.سند اين مشاغل كه به امانت در دست افراد است را هنوز بنام كسي نزده اند كه اجازه داده نشود هيچ فردي در مورد بد و خوب اداره كردنشان نظر دهد.

بگذريم:تازه چه خبر؟ همانطور كه قبلا هم خدمتتون عرض كردم آقاي ميرسعيدي سرپرست دفتر امور مجامع و شوراهاي يكي از نهادها بودن كه اون نهاد هم به اطلاع موثق وزارت بازرگاني بوده است و اكنون هم بعنوان معاون اقتصادي شركت مس انجام وظيفه ميكنند.براي ايشان آرزوي توفيق و پيروزي داريم .آقايان مهندس سعيد و مهندس رييس زاده هم به افتخار بازنشستگي نائل آمدن.

راستي موضوع بسيار مهمي كه ميخوام در مطلب بعدي در موردش صحبت كنيم موضوع تعاوني هاي مسكنيست كه در سطح شركت دائر ميشوند و چگونگي انتخاب افراد و خبرهايي كه از گوشه و كنار ميرسد.شما عزيزان هم مطالبتان را براي تكميل بحث ايميل نماييد.پس فعلا.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 7:34  توسط همکار  |